غير از تصوّر آن فعل دارد و انگيزهء سقوط در كسى كه مىترسد موجود است و در كسى كه نمىترسد وجود ندارد ) .
در اينجا سئوالى مطرح است و آن اينكه رهائى از حالت ترس يك انگيزهء عقلائى براى سقوط از بالاى ديوار بلند مثلا به شمار نمىرود زيرا افتادن از ديوار بلند خود داراى مفسدهاى است بيشتر از مفسدهء رهائى از حالت ترس ، پس توجيه و تحليل اين مسئله چگونه كه انسان ترسيده براى رهائى از حالت ترس سقوط را انتخاب مىكند ؟
در پاسخ اين سؤال مىگوئيم :
صرف اينكه فعل سقوط از روى ديوار بلند يك غايت شايسته و عقلائى نمىباشد موجب اين نمىشود كه فاعل آن هيچ داعى و انگيزهاى نسبت به انجام آن نداشته باشد زيرا كه انگيزه ، اعمّ از انگيزهء عقلانى است حتّى وهمى و خيالى را نيز دربر مىگيرد ( پس چهبسا از افعال اختيارى انسان عاقل ، وجود دارد كه انگيزههاى خيالى و يا وهمى موجب پيدايش آن افعال مىگردد ) چنان كه به زودى در مبحث لعب و عبث توضيح آن خواهد آمد .
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 80
مساهمون: الشيخ حسين الحقاني
ص٨٠