تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 546

مساهمون:

ص٥٤٦

فصل نهم در تقابل تضادّ

تضادّ ، نزد قدماء فلاسفه :

سابقا شناختيد كه آنچه از تقسيم سابق براى تقابل بدست آمد اين بود كه دو شىء متضادّ ، دو امر وجودى بوده ، از قبيل متضايفان نيستند و در محلّ واحد و در زمان واحد و از جهت واحدة ، با يكديگر جمع نمىشوند . آنچه از قدماء ، در تعريف تضادّ ، نقل شده به همان مقدارى كه گفتيم : « انّ المتضادّين ، امران وجوديان غير متضائفين لا يجتمعان فى محل واحد فى زمان واحد من جهة واحدة » . و از اين جهت قدماء فلاسفه معتقد بودند كه تضادّ ، بين جواهر ، واقع شده و نيز اطراف تضادّ ، مىتواند بيش از دو چيز باشد .

معناى تضادّ نزد فلاسفهء مشّاء :

و لكن فلاسفه مشّاء « 1 » به آن ، قيود ديگرى اضافه نموده ، اين گونه آن را تعريف كرده‌اند : « المتضادّان امران وجوديّان غير متضائفين متعاقبان على موضوع واحد ، داخلان تحت جنس قريب ، بينهما غاية الخلاف » يعنى « متضادّان ، دو امر وجودى غير متضايفى هستند كه
هامش
( 1 ) - اسفار ج 2 ص 111 و ص 112 .