جزئى ، مقابل كلّى است ( پس فرد بودن جزئى از كلّى و در عين حال ، جزئى ) مقابل كلّى بودن ، باهم تنافى ندارد ، چون اين دو به دو اعتبار انجام مىگيرد و رفع تنافى مىكند « 1 » ) .
برخى از احكام تضايف
دو امر متضايف ، دو امر متكافىء از حيث وجود و عدم و قوّه و فعل هستند پس اگر يكى از « متضايفان » موجود باشد ديگرى نيز بالبداهه موجود است و اگر معدوم باشد ، ديگرى نيز ، بالبداهه معدوم مىباشد و اگر يكى از آن دو بالقوّه باشد ديگرى نيز ، بالقوّه است و اگر يكى از آن دو ، فعليّت داشته باشد آن ديگرى نيز فعليّت دارد .
و لازمهء مطلب بالا ، اين است كه « متضايفان » از قبيل معانى هستند كه يكى از آن دو ، بر ديگرى تقدّم ندارد نه در ذهن و نه در خارج .
هامش
( 1 ) - به اسفار ج 2 ص 110 مراجعه كنيد . ( شارح )