خلاصهء درس سى و يكّم :
غيريّت از عوارض كثرت بوده ، به دو قسم : « ذاتيّه » و « غير ذاتيّه » تقسيم مىشود ، غير ذاتيّه را فلاسفه « تقابل » مىنامند .
تقابل محال بودن اجتماع دو شىء است در يك محلّ از يك جهت و در زمان واحد تعريف تقابل به مثلين كه اجتماع آن دو در يك جا عقلا محال و ممتنع است نقض نمىشود همانطور كه به نقيض لازم و عين ملزوم نقض نمىشود ، علّت اين در متن درس بيان شده مراجعه نمائيد .
تقابل چهارگونه است : « تناقض » ، « تقابل عدم و ملكه » « تقابل تضايف » ، « تقابل تضادّ » .
وجه انحصار در اين چهار قسم و توضيح آن در متن درس ذكر شده است
تناقض چهار حكم ويژه دارد :
1 - دو امر متناقض نه باهم صادقاند و نه باهم كاذب پس تناقض در حقيقت بين ايجاب و سلب است ، تقابل تناقض تقابل ايجاب و سلب است و با اين منافاتى ندارد كه تناقض بين مفردات نيز محقّق شود پس انسان و لاانسان متناقضاند براى اينكه آن دو به دو هلّيت بسيط مثبت و منفى منحلّ مىشوند و آن دو قضيه : « انسان موجود است » و « انسان موجود نيست »
2 - تقابل نقيضين تنها در ظرف ذهن و يا در عالم لفظ بنوعى از مجاز محقّق مىشود دليل آن در متن درس بيان گرديده مطالعه نمائيد .
3 - واسطه بين وجود و عدم در تقابل تناقض محال و ممتنع مىباشد .
4 - دو امر متناقض بنابر سبيل « قضيّهء منفصلهء حقيقيّه » هر دو صادق نيستند و نيز هر دو كاذّب نيستند . توضيح اين چهار حكم ويژه تناقض در متن درس بيان گرديده است .
تقابل « عدم و ملكه » دو امرى هستند كه يكى امر وجودى بوده ، بر موضعى عارض