خلاصهء درس سىام :
هو هوّيت يعنى اتّحاد موضوع و محمول در يك قضيّه از يك جهت و اختلاف آن دو از جهت ديگر ، هو هوّيت از لوازم وحدت و غيريّت از لوازم كثرت است . در هر اتّحادى كه بين دو امر مختلف وجود دارد اگر صحّت حمل را بهطور كلّى بپذيريم لازمهء آن اين است كه در واحد مقدارى كه داراى اجزاء كثير بالقوّه مىباشد حمل برخى از اجزاى آن بر برخى ديگر و نيز حمل برخى از اجزاء آن بر كلّ و عكس آن صحيح باشد مثل اينكه گفته شود نصف از ذراع همان نصف ديگر و اين نصف همان كلّ و كلّ آن همان نصف باشد و بطلان آن بديهى است .
اين اشكالى است كه مرحوم صدر المتألّهين از آن پاسخ داده است كه دو متن درس بيان شده مراجعه نمائيد .
حمل سه گونه است : يكى حمل اوّلى ذاتى يعنى قضيّهاى كه موضوع و محمول آن از لحاظ مفهوم متّحد بوده ، بينشان اختلاف اعتبارى وجود داشته باشد مثل : انسان ، حيوان ناطق است .
دوّمى حمل شايع صناعى يعنى قضيهاى كه موضوع و محمول از لحاظ مفهوم مختلف و از لحاظ موضوع متّحد باشند يعنى يكى از اين دو امر مختلف ذات است بوجود نفسى خود و ديگرى وصف است به وجود نفسى خويش و اتّحاد آن دو در وجود نعتى است كه وصف براى ذات ، آن را اعصاء مىكند .
تذكّر اين نكته در اينجا لازم است كه حملى كه ملاك آن اتّحاد دو امر مختلف به نحوى از انحاء مىباشد در وجود نفسى و مستقلّ دو امر مختلف محقّق نميشود و تنها در وجود نعتى محقّق مىشود پس يك قضيه نزد علماى منطق دو عقد دارد : عقد وضع و عقد حمل : مراد از عقد وضع اين است كه در موضوع قضيّه جز ذات معتبر نيست و عقد حمل يعنى معتبر در محمول آن تنها وصف است .
سوّمى كه حكماء آن را به كار مىبرند و آن حملى است مبنى بر اتّحاد موضوع و محمول