تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 513

مساهمون:

ص٥١٣
و بديهى است كه ثابت بودن وجود ، براى ماهيّت ، مستلزم ثبوت ماهيّت است به عين اين ثبوت ، چنان كه گفته شده اين پاسخ ، در حقيقت ، قبول و تسليم در برابر اشكال است نه رفع اشكال ( چنانچه اين ، بر خوانندگان دقيق و كنجكاو و مخفى نيست زيرا مضمون قاعدهء فرعيّت كه مورد اتّفاق فلاسفه مىباشد اين است كه ثبوت شىء به شىء ديگر فرع ثبوت شّى دوّم است و مورد اشكال اين است نه قاعده‌اى كه در پاسخ فوق بجاى قاعدهء فرعيّت قرار داده شده است ) . از اين پاسخ ، بدتر و خدشه‌دارتر ، پاسخ ديگرى است كه داده شده است و آن اينكه ، قاعدهء فرعيّت به مثل اين قضيّه ، يعنى « ثبوت ماهيّت » ، تخصيص خورده است . « 1 »
هامش
( 1 ) - اما اينكه اين پاسخ از پاسخ قبلى مخدوش‌تر است به اين جهت است كه در اين پاسخ علاوه بر اشكال تسليم در برابر اشكال ، اين مطلب نيز مفروض گرفته شده كه ثبوت ماهيّت ، از قبيل « هلّيت مركبه » است و از قبيل ثبوت شىء بر شى مىباشد و منتها ، از كلّيت « قاعدهء فرعيّت » ، تخصيص خورده است در حالى كه خود اين مطلب نيز ، قابل بحث و بررسى است و حق ، اين است كه اين قضيّه « الماهيّة ، موجودة » از قبيل « هلّيت بسيطه » است نه « مركّبه » چنان كه گذشت - ( شارح ) .