تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 508

مساهمون:

ص٥٠٨

1 - حمل اوّلى ذاتى

حمل اوّلى ذاتى اين است كه موضوع و محمول ( در يك قضيّه ) از حيث مفهوم ، متّحد بوده و تنها ، بينشان ، اختلاف اعتبارى ، وجود داشته باشد مثل اختلاف واقع بين موضوع و محمول به نحو اجمال و تفصيل مثل اين قضيّه : « انسان ، حيوان ناطق است » . زيرا در اين مثال ، حدّ ( حيوان ناطق ) از لحاظ مفهوم ، عين محدود ( انسان است ) و نحوهء اختلافشان به اجمال و تفصيل است ( يعنى حيوان ناطق ، تفصيل انسان و انسان ، اجمال حيوان ناطق است ) . و مثل اختلاف واقع بين موضوع و محمول به نحو ابهام و غير آن مثل : « انسان حيوان است » زيرا در اين قضيّه جنس ( حيوان ) همان نوع ( انسان ) است ولى به نحو ابهام و مثل اختلاف واقع بين آن دو ، به نحو محصّل بودن و غير محصّل بودن مثل اين قضيّه كه : « انسان ناطق است » در اين قضيّه ، فصل ( مثل ناطق ) ، محصّل نوع است چنان كه در مباحث ماهيّت گذشت ( كه فصل همان نوع است كه به نحو محصّل اعتبار شده و فعليت به آن داده است ) . و مثل اختلاف واقع بين آن دو به اين صورت كه با فرض سلب شى و از خودش مغايرتى بين خود و خودش حاصل مىشود سپس خودش را بر خودش ( كه اختلاف اعتبارى با هم دارند ) حمل مىكنيم براى اينكه مغايرت بين آن دو را دفع كرده باشيم مثل اين مثال : « انسان ، انسان است » . چون اين نوع حمل ( يعنى حمل اوّلى ذاتى ) چه بسا در وجود عينى ، معتبر مىشود پس بهتر و مناسب‌تر اينكه اين مورد ، اين گونه تعريف شود : « اتّحاد الموضوع و المخمول ذاتا » يعنى « متّحد بودن ذات موضوع و محمول با يكديگر » . اين حمل را « حمل اوّلى ذاتى » مىنامند .

2 - حمل شايع صناعى

مورد دوّم اينكه موضوع و محمول از حيث مفهوم ، مختلف و از حيث وجود و مصداق