دو اشكال :
[ اشكال اوّل : در وجود خارجى اين دو مقوله است ]
اشكال اوّل : « 1 » در وجود خارجى اين دو مقوله است به اينكه محال و ممتنع است كه تأثير ( شىء ) مؤثّر ، و صف ثبوتى زايد بر ذات مؤثّر باشد و اگر تأثير وصف ثبوتى زايد بر ذات مؤثّر باشد در اين تأثيرش ، نياز به تأثير ديگرى دارد و ما كلام را منتقل به تأثير ديگر مىكنيم و اين عمل ، همينطور تا بىنهايت ، تسلسل پيدا مىكند در حالى كه مىدانيم كه امر ما ، محصور بين مؤثّر و متأثر مىباشد ( و با فرض تسلسل به يك امر ثابت مؤثّر نمىرسيم ) .
[ اشكال دوّم : اينكه حالت تأثّر و پذيرش شىء متأثّر . . . ]
اشكال دوّم : اينكه حالت تأثّر و پذيرش شىء متأثّر ، يك امر زائد بر ذات متأثّر ، مىباشد ، حال اگر قبول اثر ، زائد بر ذات قابل باشد نياز به قبول ديگرى دارد و ما كلام را به آن منتقل و همينطور تا بىنهايت تسلسل پيدا مىكند در حالى كه مىدانيم كه امر ، محصور بين دو امر مؤثّر و متأثّر مىباشد ( و در اينجا چنين نمىباشد ) .
پس تأثير و تأثّر ، خواه دفعى باشند يا تدريجى ، دو وصف عدمى بوده ، در خارج موجود نيستند .
پاسخ :
پاسخ از اين دو اشكال ، اين گونه داده مىشود كه اين دو اشكال ، هنگامى صحيح و تمام هستند كه اثر ثبوتى مفروض ، بوجود جداگانه و مستقلى موجود باشد به نحويكه به تأثير جداگانه و جديد كه مخصوص خودش باشد ، محتاج باشد .
اما اگر امر ثبوتى مفروض ، به ثبوت امر ديگرى ثابت باشد پس او ، مجعول است به همان جعلى كه متعلّق به متبوعش بوده است ( و به جعل عليحده ، نياز ندارد ( پس ) تأثير و تأثّر تدريجى ، موجود مىشوند به عين ايجاد كيف ( با هر مقولهء ديگرى كه تأثير و تأثّر در آن جارى مىگردد ) مثل سياهى در شىء سياهكننده « مسودّ » و سياهشونده « متسوّد » ( كه در اوّلى يعنى سياهكننده « مسوّد » تأثير تدريجى و در دوّمى يعنى شىء سياهشونده « متسوّد » تأثّر تدريجى
هامش
( 1 ) - مباحث مشرقيّه ج 1 ص 456 و ص 458 - اسفار ج 4 ص 225 و ص 228 . ( شارح )