خلاصهء درس بيست و هشتم :
براى وضع سه معنا گفته شده است :
اوّل معناى مقولى در مقابل ساير مقولات و آن هيئتى است كه از نسبت دادن برخى از اجزاء شىء به بعض ديگر و يا از حالت نسبت دادن مجموع اجزاء يك شىء به شىء ديگر پديد مىآيد :
دوّم بودن شىء قابل اشاره حسّى .
سوّم بودن كمّ قابل اشاره حسّى باينكه مثلا بعضى از اجزاء متّصل به شىء نسبت به بعض ديگر كجا قرار دارد ؟
وضع به دو قسم : « ما بالطّبع » و « غير ما بالطّبع » تقسيم مىشود ، تفصيل اين مطالب همراه اين مطلب كه آيا تضادّ و شدّت و ضعف در وضع جارى است يا نه ؟ در متن درس بيان شده است .
مقولهء جده و ملك هيئتى است كه از احاطهء يك شىء به شىء ديگر پديد مىآيد .
احاطهء يا تامّه است يا ناقصه ، يا طبيعى است يا غير طبيعى و ملك يا حقيقى است يا غير حقيقى تفصيل اين مطالب در متن درس ذكر شده ، مراجعه نمائيد .
مقولهء « ان يفعل » هيئتى است غير قارّ كه در شىء تأثيركننده از جهت تأثير در شىء ديگر پديد مىآيد مادامى كه مؤثّر است .
مقولهء « ان ينفعل » هيئتى است غير قارّ كه در شىء متأثّر حاصل مىشود مادامى كه متأثّر است اين دو مقوله دو خاصيّت دارند اين دو خاصيّت همراه عبارتى از صدر المتألّهين در اين زمينه در متن درس آورده شده ، مراجعه نمائيد .
دو اشكال مربوط به اين دو مقوله در متن درس ذكر شده و پاسخ آن دو نيز ذكر گرديده است