« لذّات » ادراك شىء ملائم و مناسب با نفس و موافق با آن است از اين جهت كه ملائم و مناسب است .
پس معناى لذّت داراى سه قيد است :
1 - قوّهء ادراككننده 2 - حصول امر موافق با طبع انسان . 3 - ادراك امر موافق با طبع
اگر در موجودى يكى از سه قيد ، حاصل شود آن موجود داراى لذّت نخواهد بود ، پس اگر موجوداتى اصلا داراى قوّهء ادراككننده نداشته باشد قطعا داراى لذت نيز نخواهند بود ، و اگر موجوداتى قوّهء ادراككنندهء لذّت را داشته باشند و لكن امر موافق با طبع آنها براى آنها پيدا نشود باز حالت لذت نخواهند داشت و اگر موجوداتى هم قوّهء ادراك لذت را داشته باشند و هم ، امر موافق با طبع نيز موجود باشد و لكن مانعى وجود داشته از اينكه اين امر موافق با طبع را ادراك نمايد در اين صورت نيز لذّت براى اين موجودات حاصل نخواهد شد .
و « الم » ادراك منافى با نفس است از اين جهت كه منافى است ( سه قيد ياد شده در تعريف لذّت در تعريف الم نيز معتبر است پس موجودات فاقد قوّهء ادراك ، الم ندارند و اگر موجوداتى واجد قوّهء ادراك الم بوده و لكن عمل منافى با قوّهء ادراككنندهء الم موجود نباشد باز المى نخواهد بود ، و نيز اگر هر دو قيد موجود باشد يعنى داراى قوّهء ادراك الم بوده و عمل منافى با اين قوه نيز موجود بوده ، و نيز اين عمل منافى با قوّهء ادراككنندهء الم به عنوان الم احساس نگردد باز هم المى موجود نخواهد بود ) . پس هر دو ( يعنى لذت و الم ) از قبيل « كيف » مىباشند از اين جهت كه آن دو ، از سنخ ادراك ، مىباشند .
اقسام لذّت و الم :
« لذّت » و « الم » به ملاحظهء انقسام ادراك ، تقسيم مىشوند به : « حسّى » ، « خيالى » « عقلى » ( يعنى لذّت حسّى و خيالى و عقلى و الم حسّى و خيالى و عقلى ) .
لذّت حسّى مثل ادراك نفس ، شرينى را ، از طريق « ذائقه » و بوى خوش را ، از طريق « شامّه » ( پس لذّت حسّى ، لذّتى است كه از طريق حواسّ پنجگانه براى نفس انسان با توجّه