فصل چهاردهمّ در كيفيّات استعدادى « 1 » كه قوّه و لا قوّه نيز ناميده مىشود
معناى جامع بين كيفيّات استعدادى كه به منزلهء يك نوع از مطلق كيف بوده و به منزلهء جنس براى انواع مخصوص به اين كيفيّات مىباشد ، استعداد شديد جسمانى به سوى يك امر خارجى است به اين معنا كه پيدايش امرى از خارج به واسطهء اين استعداد رجحان پيدا مىكند .
اين كيفيّات ، دو نوع مىباشند :
[ 1 - استعداد شديد براى منفعل بودن و پذيرش فعلى ]
1 - استعداد شديد براى منفعل بودن و پذيرش فعلى مثل آمادگى زياد بدن انسان براى پذيرش بيمارى و نرمى .
[ 2 - استعداد شديد براى عدم انفعال و عدم پذيرش فعلى ]
2 - استعداد شديد براى عدم انفعال و عدم پذيرش فعلى مثل آمادگى بدن براى صحّت و سلامت و سفتى و سختى .
برخى از فلاسفه ، به اين دو نوع ، نوع سوّمى را ملحق كردهاند و آن ، استعداد شديد براى انجام فعلى مثل حالت آمادگى و استعداد براى كشتى گرفتن و شكست دادن حريف .
« شيخ الرّئيس » و به دنبال او ، « صدر المتألّهين » آن را ردّ كردهاند :
« صدر المتألّهين » در اسفار چنين مىگويد « 1 » : « در ميان فلاسفه اختلافى نيست كه قوهء
هامش
( 1 ) - اسفار ج 4 ص 104 - مباحث مشرقيّه ج 1 ص 315 - الهيّات شفاى بو على سينا مق 5 إله چهارم فصل دوّم حاشيهء ملّا صدرا بر الهيّات شفا ص 161 و 165 ( شارح )