تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
يكى از اعراض نسبيّه نيست . پس زوجيّت و فرديّت ، شىاى جز كيف عارض بر كمّ نيست و نظير اين بيان در ساير احوال اعداد مثل تربيع ( يعنى به توان دو رساندن عددى ) و جذر داشتن ( يعنى به ريشهء دوّم رساندن عددى ) و غير اين دو جارى مىشود .

سه نكته :

با تأمّل در مطالب گذشته سه نكتهء زير حاصل مىشود : 1 - بين احوال عدد ( زوجيّت و فرديّت و تجذير و . . . ) تضادّى نيست زيرا بديهى است كه موضوع مشتركى ، بين زوجيّت و فرديّت نيست كه هر دو ، تعاقب بر آن داشته ، پىدرپى بر آن عارض گردند . 2 - در اين احوال عدد ، تشكيكى بشدّت و ضعف و زيادت و نقيصه وجود ندارد پس همان‌گونه كه قوس ، به قوس ديگر و نيز يك انحناء به انحناء ديگرى تبدّل پيدا نمىكند مگر با باطل بودن موضوعش و وجود موضوع ديگرى غير آن بعدد ( بطور مشخّص ) همانطور زوجيّت يك عدد مثلا ( عدد دو ) به زوجيّت زوج زوج ( يعنى عدد چهار ) تبدّل پيدا نمىكند مگر با بطلان موضوعش كه همان معدود مىباشد و وجود موضوع ديگرى غير آن بعدد ، و لازمهء آن بطلان زوجيّتى است كه آن ، عرض مىباشد و تحقّق زوجيّت ديگرى بعدد ( بطور مشخّص ) و بديهى است كه اين ( يعنى بطلان زوجيّتى و تحقّق زوجيّت ديگر بطور مشخّص ) از قبيل تشكيك نيست ( زيرا تشكيك در موردى صدق مىكند كه يك مرتبه مشتمل بر مرتبهء ديگر بوده و چيزى زايد بر آن باشد و اين خاصيّت در زوجيّت عدد چهار نسبت به عدد دو موجود نيست زيرا زوج بودن عدد چهار اين گونه نيست كه مشتمل است بر زوجيّت عدد دو و چيزى زايد بر آن بلكه زوجيّت عدد چهار باطل مىشود و زوجيّت عدد دو پديد مىآيد ) . 3 - از مطالب سابق اين نكته دانسته مىشود كه كيفيّات مختصّ به كمّيات هم در ماديّات و هم مجرّدات مثالى هر دو ، موجود مىشود بنابر اينكه بگوئيم موجود « مثالى » نيز « مجرّد » است . ( يعنى موجود مثالى داراى جرم نبوده و لكن آثار مادّه از قبيل كمّ و كيف و وضع و نحو اينها را دارد و بحث آن در جاى خود خواهد آمد ) .