خلاصهء درس بيست و يكّم :
در درسهاى گذشته گفتيم كه جسم از دو جوهر « مادّه » و « صورت » مركب مىشود حال مىگوئيم كه مادّه از صورت خالى نميشود و صورت جسميّت نيز از ماده خالى نيست .
براى اثبات اينكه مادّه از صورت جدا نمىگردد دو دليل در متن درس آورده شده است بلكه بالاتر براى صورت ، نسبت مادّه ، جهت فاعليتى است منتهى اين فاعليّت ، تامّ نيست .
اشكالى در متن درس در فاعل بودن صورت براى مادّه از طرف فلاسفه ذكر شده و پاسخ آن نيز داده شده است .
پس تحصّل مادّه به تحصّل صورت است و نيز صورت در علّت بودن مادّه ، شركت دارد . و نيز صورت : از لحاظ تحقّق و وجود ، متقدّم بر مادّه است گرچه مادّه از لحاظ زمان متقدّم بر صورت است .
تفصيل مطالب بالا در متن درس بيان گرديده مراجعه كنيد .
دو دليل براى اثبات اينكه صورت جسميّت خالى از مادّه نيست در متن درس بيان گرديده است .
مقارنت و همراهى جسم با مادّه به جهت حلول جسم در مادّه است يعنى اين ، به آن جهت است كه وجود جسم به حالت صفت و نعت براى مادّه درمىآيد پس جسم نمىتواند بحسب ذاتش بىنياز از مادّه باشد زيرا معناى عروض افتقار و احتياج براى جسم به سبب خارج از ذات ، سبب اين مىشود كه وجود جسم برگردد و وجود براى غير خودش بشود بعد از اينكه براى خودش مستقلّا وجود داشت يعنى وجود مستقلّ و بنفسه و لنفسه او ، متبدّل بر وجود لغيره يعنى غير مستقلّ شود و بديهى است كه اين ، محال مىباشد .
توضيح اشكال و پاسخ آن در متن درس داده شده مراجعه نمائيد .