تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 360

مساهمون:

ص٣٦٠

و صدر المتألّهين آن را چنين توضيح داده است كه :

« مادّه اگر داخل در ماهيّت جسم بود ( و جزء ذاتيّات جسم بود ) هر آينه ثبوت آن ، بر جسم ، بيّن و بديهى مىبود همانطور كه اين ، از خواصّ امر ذاتى است و لكن ما در ثبوت مادّه براى جسم در ابتداء نظر ، شكّ مىكنيم سپس آن را ، با برهان ثابت مىكنيم و معلوم است كه برهان ، بر امر ذاتى ، اقامه نمىشود » . و اين ( نكته نيز لازم به تذكّر است كه ) منافاتى بين قول به خروج مادّه از ماهيّت جسم و قول به اتّحاد مادّه با صورت جسميّه كه لازمهء اجتماع « بالقوّه » و « بالفعل » در يك مورد است ، ندارد زيرا اتّحاد ادّعا شده ، تنها در مورد وجود است نه ماهيّت . لازمهء مطلب بالا ، اين است كه ( بفرض محال ) اگر بعضى از انواع مادّى ، مجرّد از مادّه باشد ( اشكال ) انقلاب از طريق تغيير حدّ ( و تعريف ) ، لازم نمىآيد زيرا مادّه از لوازم وجود آنست نه جزء ماهيّتش مىباشد ( تا تغيير حدّ بوده ، اشكال انقلاب در حدّ پديد آيد ) .