تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨

فصل دوّم در تعريف جوهر و اينكه آن ، جنس است نسبت به ماهيّت تحت پوشش خويش

ماهيّت ، به انقسام اوّلى ، به دو قسم ، تقسيم مىشود : 1 - ماهيّتى كه به هنگام تحقّق در خارج ( نحوهء وجودىاش اين است كه ) موجود مىشود نه در موضوعى كه بىنياز از ماهيّت باشد و اين ، ماهيّت جوهر است ، ( الماهيّة اذا وجدت فى الخارج ، وجدت لا فى موضوع مستغن عنها و هى ماهيّة الجوهر ) . 2 - ماهيّتى كه اگر در خارج موجود باشد موجود مىشود در موضوعى كه مستغنى از ماهيّت است و اين را ، بنام « مقولات نه‌گانهء عرضى » مىنامند . ( الماهيّة اذا وجدت فى الخارج ، وجدت ، فى موضوع مستغن عنها ) پس جوهر ، ماهيّتى است كه اگر در خارج موجود شود ، موجود مىشود نه در موضوعى كه بىنياز از ماهيّت است . و اين تعريف جوهر ، تعريف ، به وصف لازم وجود است بدون اينكه حدّى باشد مركّب از جنس و فصل زيرا تركيب از جنس و فصل ، در جنس عالى ، معنائى ندارد ( چون گفتيم فوق جنس عالى ، جنسى نيست تا در تركيب جنس عالى اخذ شود ) . و هم‌چنين تعريف عرض ( به اين نحو : ) كه « ماهيّتى است كه اگر در خارج موجود شود موجود مىشود در موضوعى كه بىنياز از ماهيّت است »
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 308 | الشيخ حسين الحقاني