درس هيجدّهم ( 18 )
فصل اوّل در مقولات و تعداد آنها
در اين ، شكّى نيست كه موجود ممكن ، داراى ماهيّت است كه همان ذات ممكن است كه نسبت آن ، به ( طرفين ) وجود و عدم متساوى بوده ، در پاسخ ( سؤال به ) « ما هو » ؟ واقع مىشود .
باز شكّى نيست كه در اين ماهيّات ، اشياء مشترك و مختّص ، يعنى « اجناس » و « فصول » وجود دارند .
و باز شكّى نيست كه در ميان اينها ، اجناسى هستند كه « اعمّ » از همهء اجناس هستند و ( باز ) اجناسى هستند كه از همهء اجناس ، « اخصّ » مىباشند يعنى اجناس از « اخصّ » تا « اعمّ » بطور تصاعدى ، يكى بر ديگرى ، ترتّب پيدا مىكنند و ناگريز سلسلهء اجناس ، منتهى به جنسى مىشود كه فوق آن ديگر ، جنسى نيست .
زيرا ادامهء تسلسل اجناس ، مستلزم رفتن سلسلهء ، به غير متناهى است كه آن هم محال مىباشد زيرا ادامهء تسلسل اجناس تا بىنهايت مستلزم اين است كه ذات ممكن از اجزاء غير متناهى ، مركّب باشد و در نتيجه ، براى ما ، امكان ندارد كه شىءاى از اين ماهيّات غير متناهى را به تمام ذاتيّاتش ، تعقّل كنيم .