مادّى » بشمار مىآورند .
7 - معناى تعقّل شده از حيوان با اين ترتيب كه يا در ضمن انسان است يا اسب يا گوسفند و يا غير اينها از انواع حيوانات ، ماهيّت ناقصى است كه تحصّلى ندارد و نياز به انضمام فصل مختّص بيكى از انواع را دارد و لا به شرط تصوّر مىشود و محصّل آن ، فصل مىباشد .
8 - جزء مختصّ در يك ، ماهيّت مثل ناطق باعتبار « به شرط لا » نسبت به جزء ديگر مقارن يعنى جنس مثل حيوان بنام صورت و نسبت به مجموع جنس و فصل مثل : « حيوان ناطق » ، علّت صورى ناميده مىشود و بر هيچ يك از اين دو نيز يعنى حيوان و حيوان ناطق حمل نميشود .
پس ناطق باعتبار « به شرط لا » نه بر حيوان حمل مىشود و نه بر « حيوان ناطق » و امّا جزء مختصّ ، باعتبار دوّمى يعنى « لا به شرط » فصل محصّل جنس و متمّم نوع بوده و بر نوع بنحو حمل اوّلى حمل مىشود مثل اينكه گفته مىشود « حيوان ناطق » ناطق است .
پس جزء اعمّ در ماهيّات يعنى بحسب تحليل عقلى متقوّم به جزء اخصّ يعنى فصل مىباشد . عبارت صدر المتألهيّن شيرازى ( ره ) در كيفيّت تقوّم جنس به فصل در اسفار در متن درس ذكر شده مراجعه كنيد .
دو اشكال در اين فصل گفته شده و مرحوم استاد علّامه هر دو آنها را نيز پاسخ داده است مراجعه كنيد در آخر درس چهار نتيجه از مباحث گذشته ذكر شده است تفضييل آنها همه در متن درس ذكر شده مراجعه نمائيد .
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 276
مساهمون: الشيخ حسين الحقاني
ص٢٧٦