تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨

خلاصهء درس دوازدهّم :

شىء تا واجب نبوده باشد موجود نمىشود و تا ممتنع نبوده باشد معدوم نمىگردد زيرا ماهيّت شىء در مرتبهء ذات خويش نه موجود اوست نه معدوم و ترجيح جانب وجود در رابطهء با علّت ، تحقّق ندارد مگر به ايجاب وجود پس ايجاد ، تمام نيست مگر به ايجاب وجود براى معلول قبل از ايجاد . بر اين اصل فلسفى اشكالى وارد شده به اين ترتيب كه لازمهء وجوب وجود معلول ، اين است كه علّت بنحو اطلاق و در جميع موارد ، فاعل موجب بوده ، غير مختار باشد و در نتيجه لازم مىآيد كه واجب الوجود در فعل خود موجب بوده ، غير مختار باشد و اين نيز محال است . متكلّمان براى خروج از اين اشكال قائل به اولوّيت شده به اين ترتيب كه وجود براى ممكن اولى از عدم مىشود بدون اينكه به حدّ وجوب برسد و در اين صورت لازم نمىآيد كه واجب الوجود در فعل خود موجب باشد . اولوّيت اقسامى دارد : اولوّيت ذاتى - غير ذاتى و هريك از اين دو قسم نيز به دو قسم ديگر كافى يعنى اين اولوّيت در وقوع معلول ، كافى است و غير كافى تقسيم كرده‌اند . تمام اقسام اولوّيت به دو دليل باطل است و تفصيل آن در متن ذكر شده مراجعه كنيد . ماهيّت موجود به دو وجوب پيچيده است يكى وجوب سابق بر و جو ماهيّت كه از ناحيهء علّت پيدا شده و ديگرى وجوب لاحق بر ماهيّت موجود مادامى كه ماهيّت متلبّس بوجود باشد فلاسفه از اين قسم وجوب ، بنام « ضرورت به شرط محمول » تعبير آورده‌اند همانطور كه ماهيّت معدوم به دو امتناع پيچيده شده است يكى امتناع سابق بر عدم ماهيّت كه از ناحيهء امتناع علّت عدم پيدا شده است و ديگرى امتناع لاحق بر ماهيّت معدوم مادامى كه ماهيّت ، متلبّس به عدم باشد . توضيح بيشتر اين مطالب در متن درس آمده مراجعه نمائيد .