خلاصهء درس يازدهّم :
واجب الوجود در او هيچ جهت امكانى وجود ندارد و از نتايج و فروع اين خصيصهء ذات باريتعالى ، اين است كه هيچ حالت منتظرهاى در تحقّق فعليّت و كمال براى ذات واجب الوجود وجود ندارد .
دليل اين مسأله در متن درس ذكر شده مراجعه كنيد .
اين مسأله كه واجب الوجود از جميع جهات واجب الوجود است نقض شده به نسب و اضافات لاحق و عارض بر ذات واجب الوجود نسبت به معلولاتى كه ممكن است حادث شوند به اين ترتيب كه نسب و اضافات ، قائم بر اطراف خود بوده ، در امكان ، تابع آنها مىباشد مثل خلق - رزق و احياء و اماته و غير اينها از افعال واجب الوجود پس نمىتوان ادّعا كرد كه واجب الوجود بملاحظهء اين نسب و اضافات از قبيل خلق ، رزق و احياء و اماته و . . . واجب الوجود باشد .
توضيح نقض و پاسخ از آن در متن درس بيان شده مراجعه كنيد .
پس واجب الوجود ، وجود محض بوده ، ماهيّت ندارد و با او ، عدم همراه نيست و داراى همهء كمالات متصوّره است .
وجود واجب وجود واحد و صرف وحدت است و وحدت او وحدت حقّه مىباشد ، واجب الوجود بسيط بوده ، جزء عقلى و خارجى ندارد و مبدأئى كه حيثيّت وجود مقدّسش از آن انتزاع مىگردد همان مبدأئى است كه حيثيّت وجوب از آن انتزاع مىشود و لازمهء اين گفتار اين است كه هر صفتى از صفات واجب الوجود نيز واجب بوده ، عين ديگر صفات مىباشد و جميع صفات واجب الوجود نيز عين ذات متعالى مىباشد و وجوب براى ذات واجب الوجود مثل وحدت از شئون وجود واجبى بوده ، خارج از ذات او نمىباشد و توضيح همهء مطالب بالا در متن درس آمده مراجعه نمائيد .