تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
منقوص است به نسب و اضافات لاحق و عارض بر ذات واجب الوجود از ناحيهء افعال واجب الوجود نسبت به معلولاتى كه ممكن است حادث شود به اين ترتيب كه نسب و اضافات ، قائم بر اطراف خود بوده در امكان ، تابع آنها مىباشد مثل خلق - رزق - احياء و اماته و غير اينها از افعال واجب الوجود ( پس نمىتوان ادّعا كرد كه واجب الوجود به ملاحظهء اين نسب و اضافات از قبيل خلق و رزق و احياء و اماته و . . . واجب الوجود مىباشد زيرا اينها ، تابع مخلوق و موجوديّت آن مىباشد پس اين صفات براى خدا از اين جهت جنبهء امكانى پيدا مىكند تا نقض مورد داشته باشد ) . اين نقض نيز مدفوع است به اينكه اين نسب و اضافات مأخوذ از آنها ، همانطوريكه به زودى خواهد آمد يك سلسله معانى هستند كه از مقام « فعل واجب » انتزاع شده‌اند نه از مقام ذات ( تا بحث شود كه آيا اين صفات براى واجب بالذّات از جميع جهات واجب هستند يا ممكن ؟ ) . آرى اين نسب و اضافات با ذات باريتعالى ارتباط واقعى دارند و صفات مأخوذ از اين نسب و اضافات با وجوب اين نسب و اضافات براى خداوند واجب بوده ، ضرورت پيدا مىكنند . پس بودن خدا بنحويكه مىآفريند و بودن او بنحويكه روزى ميدهد و غير ايندو از صفات فعل واجب محسوب مىشوند و برگشت اين صفات همه به اضافهء اشراقى است ( كه در رابطه با افعال مقام ربوبى و نحوهء فعل او مطرح مىشود و به زودى تفصيل و توضيح آن را در آينده به خواست خداوند خواهد آمد ) .

از مباحث گذشته چند نتيجه روشن شده :

[ 1 . واجب الوجود وجود محض بوده ، ماهيّت ندارد ]

اوّلا : وجود واجب ، وجود محض بوده ، ماهيّت ندارد و با او عدم همراه نيست و در ظرف وجود ، واجد همه كمالات متصوّره مىباشد « 1 »

[ 2 . واجب الوجود واحد و صرف وحدت است ]

ثانيا : وجود واجب ، واحد و صرف وحدت است و فلاسفه از آن به « وحدت حقّه » تعبير
هامش
( 1 ) - براى توضيح بيشتر به كتاب تلويحات ص 35 و شوارق فصل اوّل ذيل مسأله 27 مراجعه نمائيد . ( شارح )
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 195 | الشيخ حسين الحقاني