درس يازدهم ( 11 )
فصل چهارم واجب الوجود بالذّات از جميع جهات واجب الوجود است
صدر ( المتألّهين شيرازى ( ره ) ( در شرح اين اصل ) چنين مىگويد :
« المقصود من هذا انّ الواجب الوجود ليس فيه جهة امكانيّة فانّ كلّ ما يمكن له بالامكان العامّ فهو واجب له » .
مقصود از اين جمله اين است كه واجب الوجود در او هيچ جهت امكانى وجود ندارد ( هر چه هست نور است و فعليّت است و كمال ) زيرا هرچه ( از كمالات و فعليتها كه ) ممكن است به امكان عامّ براى واجب فرض شود تحقّق آنها براى واجب الوجود ، واجب و ضرورى است ( يعنى امكان كمال و فعليّت و صفات عقلا براى ذات باريتعالى ، عين وجوب آنها براى ذات واجب است و اين اصل مسلّمى است دربارهء ذات باريتعالى ) .
از نتايج و فروع اين خصيصهء ذات باريتعالى اين است كه هيچ حالت منتظرهاى در تحقّق فعليّت و كمال براى ذات واجب الوجود وجود ندارد .
و اين ( حكم ) نتيجهاى است كه بر اصل بالا مترتّب مىشود و عين آن نيست هم چنان كه عينيّت را بسيارى از مردم گمان كردهاند زيرا اصل مذكور از خواص ذات واجب الوجود محسوب مىشود و اين ، غير از اين حكم و نتيجه بالا است كه بر اين اصل مترتّب مىشود