به ملاحظهء علّت خويش جنبهء رابطى دارد . توضيح آن در متن درس بيان شده مراجعه كنيد .
پس وجود جواهر و اعراض به ملاحظهء ذاتشان ماهيّات جوهرى و عرضى هستند و با مقايسه به مبداء اوّل ( يعنى علّت همهء موجودات ) روابط وجودى هستند و به ملاحظهء ذاتشان قطعنظر از وجودشان نه مستقلّ هستند و نه جنبهء رابطى دارند .
وجودهاى رابطى دو گونهاند : برخى از آنها تنها به يك طرف قائم هستند مثل وجود معلول با مقايسه به علّتش و برخى ديگر از آنها قائم به دو طرف مىباشند مثل وجودات ساير نسب و اضافات در قضاياى تقييدى .
در ميان سلسلهء موجودات در نشأت هستى ، تنها يك وجود مستقلّ واقعى موجود است و آن وجود واجب الوجود و باقى موجودات در رابطه با واجب الوجود از قبيل روابط و نسب و اضافات مىباشند براى توضيح بيشتر به متن درس مراجعه كنيد .
موجودات فى نفسه به دو قسم : موجودات لنفسه و لغيره تقسيم مىشوند ، در قسم اوّل ، تحقّق فى نفسه براى خودش هست نه براى غير مثل جواهر از قبيل انسان ولى در دوّمى تحقّق فى نفسه براى غير است مثل اعراض از قبيل سفيدى و سياهى .
در اينجا مىگوئيم وجود اعراض از شؤون وجود جواهر كه موضوع اعراض هستند محسوب مىشود و همچنين وجود صور منطبع با وجود موادّ خويش مباين نيستند و نيز مفاهيمى كه از وجودهائى كه جنبهء نعتى دارند منتزع شده باشند اين مفاهيم نه براى خود آنها ماهيّتى است و نه بر موضوعات آنها . دليل اين گفتار همراه توضيحات مطالب ديگر در متن ذكر شده مراجعه نمائيد .
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 110
مساهمون: الشيخ حسين الحقاني
ص١١٠