خلاصهء درس چهارّم :
هويّتهاى عينى خارجى متّصف به كثرت مىشود . كثرت نيز يا كثرت ماهوى است يا كثرتى است كه به جهت قبول انقساماتى كه خود وجود آنها را مىپذيرد و پديد مىآورد .
كثرت ماهوى به اين نحو است كه اين شىء مثلا انسان است و آن يكى اسب و سوّمى درخت و نظاير اينها .
اين نوع از كثرت در خارج موجود است تا آنجا كه دامنهء وجود گسترده است و وجود نيز متّصف به كثرت مىشود تا آنجا كه دامنهء ماهيّت گسترده است و اين از اين جهت است كه وجود ، اصيل و ماهيّت ، اعتبارى است .
كثرت به ملاحظهء جهت دوّم مثل انقسام وجود به واجب و ممكن و واحد و كثير و بالفعل و بالقوهء . وجود ، مقوّم اين نوع از كثرت است يعنى اين كثرت در وجود است و خارج از وجود نيست پس وجود فى نفسه داراى كثرت است .
از اينجا است كه اين سؤال مطرح مىگردد آيا حقيقت وجود قابل تشكيك بوده ، داراى مراتب مختلف است بطوريكه ما به الامتياز به ما به الاختلاف برمىگردد ؟ چنان كه پهلويون از فلاسفه اين عقيده را دارند ، يا وجودات و مراتب وجود به تمام ذاتشان نسبت بهم حقايق متباينى هستند چنان كه اين قول به مشّائينى نسبت داده شده است ؟
به نظر استاد علّامه و محقّقين از فلاسفه قول اوّل صحيح است با توضيحى كه در متن درس ذكر شده است مراجعه كنيد .
بدنبال اصل مسأله شش فرع نيز در متن درس عنوان شده به اين ترتيب :
1 - تمايز بين يك مرتبه از مراتب وجود با مرتبهء ديگر تنها به نفس ذات مرتبه است كه بسيط مىباشد و با اين قول منافاتى ندارد اگر عقل تمايز وجودى را به جهت كثرت در وجود نسبت دهد نه به جهت وحدت و باز با اين منافاتى ندارد اگر اشتراك بين وجودات و مراتب وجود و سنخيّت در ميان مراتب وجود به جهت وحدت نسبت داده شود و توضيح آن را