فصل هشتم پارهاى از ويژگيهاى ممتنع بالذات
در فصول پيشين دربارهء احكام واجب بالذات و ممكن بالذات بحث شد . در اين فصل ، دربارهء احكام ممتنع بالذات بحث مىشود . برخى از اين احكام در ضمن مباحث قبل نيز گذشت و برخى از آنها از آنچه گذشت براحتى قابل استنباط است ولى برخى ديگر براى اولين بار مطرح مىشود . ما در اينجا به دسته اخير احكام بتفصيل خواهيم پرداخت ولى در دو دسته اوّل تنها به اشاره و اجمال اكتفا مىكنيم .
1 : تقابل احكام ممتنع بالذات و واجب بالذات
امتناع بالذات يعنى ذات مفروض شىء ، به خودى خود و قطع نظر از جميع اغيار ، اقتضا كند حمل عدم را بر خود ؛ پس ممتنع بالذات يعنى ذات مفروضى كه خودبخود ضرورى العدم است . در مقابل ، وجوب بالذات يعنى ذات حقيقى شىء ، به خودى خود و قطع نظر از جميع اغيار و حيثيات ، اقتضا كند حمل وجود را بر خود ، پس واجب بالذات يعنى ذات حقيقى كه خودبخود ضرورى الوجود است .
همانطور كه از دو تعريف فوق برمىآيد ، امتناع بالذات و وجوب بالذات از اين جهت كه هردو بالذات هستند مشتركاند و از اين جهت كه يكى امتناع است و ديگرى وجوب متقابلاند . به همين دليل تمام احكام آنها نيز از جهتى مشابهاند و از جهتى متقابل . با دقت در احكامى كه بيان خواهيم كرد ، اين تشابه و تقابل ديده خواهد شد .
نكتهاى كه قابلتوجه است اينكه اولا ، مقصود از ذات در دو تعريف فوق ماهيت بهمعناى « ما يقال فى جواب ما هو » نيست ، زيرا در فصل اوّل / 2 - 7 گفته شد كه ماهيت و امكان متلازماند ، نه امكان در غير ماهيات يافت مىشود و نه ماهيتى مىتوان يافت كه ممكن نباشد و