فصل هفتم نياز ممكن به علّت در بقا
در فصل قبل ، گفته شد كه برخى از متكلمين حدوث را علت احتياج به علت مىدانند و برخى ديگر ، هرچند امكان را علت احتياج مىدانند ، براى حدوث نيز نقشى در اين عليت قائلاند .
در هرحال ، قائل شدن به اينكه حدوث به نحوى در احتياج معلول به علت مؤثر است مستلزم پذيرش اين مطلب است كه معلول پس از حدوث ، يعنى در حالت بقا ، محتاج علت نباشد ، زيرا در اين حالت سبب احتياج ، كه يا همان حدوث است يا امرى است مشتمل بر حدوث ، زائل شده است . به همين دليل ، برخى از متكلمين معتقدند كه ممكن در بقا محتاج علت نيست و در تأييد مدعاى خود از مثالهائى نيز بهره جستهاند ، مانند بقاى ساختمان بعد از سازنده يا بقاى نوشته بعد از فوت نويسنده و امثال ذلك . در اين فصل مقصود ردّ اين مدعاست . براى اين مقصود دو برهان اقامه شده است :
1 : برهان اوّل
اين برهان بر دو مقدمه زير استوار است :
مقدمهء اوّل : علت احتياج ماهيت به علت امكان است .
مقدمهء دوم : ماهيت در حالت بقا نيز ممكن است .
نتيجه : ماهيت در حالت بقا نيز محتاج علت است .
مقدمهء اوّل در فصل ششم / 3 به اثبات رسيد و مقدمهء دوم نيز در فصل ششم / 2 - 4 بررسى شد :
و ذلك لانّ علّة حاجته الى العلّة هى امكانه اللازم لماهيّته ، كما تقدّم بيانه ، و الماهيّة محفوظة معه بقاء ، كما انّها محفوظة معه حدوثا ، فله حاجة الى العلّة الفيّاضة لوجوده حدوثا و بقاء و هو المطلوب .