تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
شرط مادام الذات يا مادام الوصف و غيره . حال اگر فرض كنيم واقعيتى مطلقا موجود است و حيثيت تعليليه و تقييديه و قيد و شرط و غير ذلك در موجوديت آن دخالت ندارد ، چنين موجودى مطلقا طارد عدم است ، هرنوع عدمى از آن سلب مىشود و هيچ مفهومى كه به نحوى حاكى از عدم باشد بر آن قابل حمل نيست ، اعم از خود مفهوم عدم يا مفاهيم ثبوتيى كه مستلزم عدم‌اند از آن جهت كه مستلزم عدم‌اند ؛ همه و همه از آن سلب مىشوند . ضمنا از آنچه گفته شد تفاوت وجود ممكن و واجب نيز معلوم شد . وجود ممكن نيز ذاتا مناقض و طارد عدم است ولى نه مطلق عدم بلكه عدم به شرط وجود علت . اگر بخواهيم اين مطلب را به زبان حكمت متعاليه بيان كنيم ، بايد بگوئيم كه از آنجا كه وجود ممكن نسبت به واجب وجود رابط و اضافهء اشراقى است و از آنجا كه وجود رابط هيچ نحو نفسيت و خوديى ندارد ، پس وجود ممكنات به خودى خود و فى نفسه هيچ حكمى ندارند ، نه وجودند نه عدم ، نه موجودند نه معدوم ، نه طارد عدم‌اند نه غير طارد و هكذا ، زيرا خودى ندارند تا تعبير « به خودى خود » دربارهء آنها معنا پيدا كند ، نفسيتى ندارند تا تعبير « فى نفسه » در مورد آنها مصداق يابد . پس اگر سؤال كنيم « آيا وجود ممكن فى نفسه موجود است و طارد عدم ؟ » جواب منفى است و اگر سؤال كنيم « آيا وجود ممكن فى نفسه معدوم است ؟ » باز جواب منفى است و مستلزم ارتفاع نقيضين هم نيست ، وجود رابط اگر حكمى دارد از آن جهت است كه رابط است و طبعا در هرحكم حقيقى بر آن بايد واجب را ملحوظ داشت ؛ يعنى ، هرحكم حقيقى بر وجود رابط در حقيقت بيان‌كنندهء رابطهء اوست با واجب ، به همين دليل وجود و موجوديت رابط عينا همان ايجاد واجب است ، وجوب آن عينا همان ايجاب واجب است و طرد او عدم را عينا همان اطراد « 1 » واجب است عدم را . به تقرير ديگر ، وجود رابط هيچ‌گونه خودى و نفسيتى ندارد ، فى غيره است نه فى نفسه ، لذا در واقع و نفس الامر به هيچ حكمى فى نفسه محكوم نمىشود ؛ اگر حكمى دارد ، از آن جهت است كه عين الربط به علت است . از سوى ديگر ، عقل در هرحكمى محكوم عليه را مستقل و فى نفسه لحاظ مىكند ، و لو در واقع فى نفسه نباشد ، و الّا اصلا قادر به حكم نيست ، از اين‌رو در احكامى كه بر وجود رابط مىكند آن را نيز مستقل و فى نفسه لحاظ مىكند . پس از يك طرف ، در واقع و نفس الامر ، وجود رابط بدون وجود مستقل ، كه مربوط اليه آن است ، حكمى ندارد . از
هامش
( 1 ) . اطراده‌اى جعله طاردا .