درستى است و مستلزم هيچ محذورى نيست و تنها منطبق بر سؤال اول از دو سؤال مذكور در 3 - 2 است ولى اكنون تعبير « فيعود معنى مستقلا » بهكار رفته است با چنين تعبيرى باز اگر ضمير مستتر در « فيعود » به همان « الوجود الرابط » برگردد ، معناى عبارت اين سؤال مىشود كه « آيا وجود رابط ، كه ( در ذهن ) داراى معناى حرفى است ، ممكن است با نظر استقلالى اين صفت خود را از دست بدهد و آن وجود رابط مفهوم اسمى بشود يا نه ؟ » كه سؤال نادرستى است ، زيرا وجود رابط امرى خارجى است و مفهوم اسمى امرى ذهنى و بديهى است كه هيچ امر خارجيى قابل تبديل شدن به امرى ذهنى نيست . سؤال از چنين مطلبى سؤال از امرى بديهى البطلان است و نادرست مىباشد . بنابراين ، وجود چنين تعبيرى قرينه است بر اينكه ضمير مستتر در « فيعود » ، بر خلاف ساير ضماير قبل و بعد عبارت ، به « معنى تعلّقى » بر مىگردد ، نه به « الوجود الرابط » و در اين صورت معناى عبارت اين سؤال است : « آيا وجود رابط ، كه در ذهن داراى معناى حرفى است ، ممكن است با نظر استقلالى به آن اين صفت خود ، يعنى داراى معناى حرفى بودن ، را از دست بدهد و آن معناى حرفى ( كه در لحاظ قبلى از آن گرفته شده بود ) معناى اسمى بشود ؟ يا نه » و اين سؤال هم درست است و هم حاوى هردو سؤال مذكور .
دليل دوم : به فرض اينكه قرينهاى كه در دليل اوّل گفته شد پذيرفته نشود و از آن صرفنظر گردد و نتيجتا عبارت مذكور در بوتهء اجمال باقى بماند ، باز مدعاى اين فصل ، بعد از اتمام استدلال و قبل از بيان متفرعات ، در قالب ديگرى كه صراحت تام در سؤال دوم نيز دارد تكرار شده است : « فتقرر انّ اختلاف الوجود الرابط و المستقل ليس اختلافا نوعيّا بان لا يقبل المفهوم غير المستقّل الذى ينتزع من الرابط التبدّل الى المفهوم المستقلّ المنتزع من المستقلّ . » در اين عبارت ، اختلاف نوعى بصراحت به قابل تبديل نبودن مفهوم حرفى به اسمى تفسير شده است و نتيجه منطقى اين تفسير اين است كه متقابلا اختلاف غيرنوعى ، كه مدعاى اين فصل است ، همان قابل تبديل بودن معناى حرفى به اسمى باشد و ، چنان كه به زودى در اشكال دوم توضيح خواهيم داد ، تبديل شيئى به شىء ديگر مستلزم نحوى « اين همانى » بين آن دو شىء است . پس در اينجا نيز ، ادعاى اينكه مفهوم حرفى قابل تبديل به مفهوم اسمى است مستلزم ادعاى اين مطلب است كه بين اين دو مفهوم نحوى اين همانى وجود دارد : اين مفهوم اسمى كه با نظر استقلالى بهدست آمده است همان مفهوم حرفى است كه با نظر غيراستقلالى بهدست آمده بود و آن مفهوم حرفى همين مفهوم اسمى است . پس اين عبارت صريحا
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 283
مساهمون: الشيخ محمد تقي مصباح اليزدي
ص٢٨٣