باشد ، همين است . پس بهطور كلى ، در يك تقسيمبندى عقلى ، مىتوان گفت : هرگاه چند مفهوم باهم مقايسه شوند ، يكى از دو حالت زير را دارند :
حالت اول : ما به الاشتراك دارند .
حالت دوم : ما به الاشتراك ندارند .
در حالت اول ( كه ما به الاشتراك دارند ) يا ما به الاشتراك ذاتى دارند و يا ما به الاشتراك ذاتى ندارند كه طبعا ما به الاشتراك آنها منحصر مىشود در غيرذاتى كه به آن « عرضى » مىگويند .
حالت دوم ، كه دو يا چند مفهوم هيچ ما به الاشتراكى ندارند ، نه ذاتى و نه عرضى ، هرچند در تقسيم عقلى فوق قابل فرض است ، در واقع تحقق ندارد ، زيرا تمام مفاهيم و تصوّرات موجود در ذهن - اعمّ از حرفى و اسمى ، جزئى و كلى - مفهوماند ؛ يعنى ، دستكم محمول مفهوم بر همهء آنها قابل حمل است ، ماهيات اشيا در ذهن ( معقولات اوّليه ) مفهوماند ، معقولات ثانيهء فلسفى مفهوماند ، معقولات ثانيهء منطقى مفهوماند ، تصوّرات حسّى و خيالى مفهوماند ، معانى حرفيه مفهوماند ، همهوهمه مفهوماند . مفهوم بودن خاصيت تمام موجودات ذهنى است ، محال است چيزى در ذهن باشد و مفهوم نباشد ، در ذهن بودن يعنى مفهوم بودن و مفهوم بودن يعنى در ذهن بودن ، پس محمول مفهوم بر تمام تصوّرات ذهنى از آن جهت كه مفهوماند قابل حمل است ، بنابراين ، تمام مفاهيم در محمول مفهوم مشتركاند . پس مفهوم بودن ما به الاشتراك همهء آنهاست . على هذا نمىتوان به دو يا چند مفهوم دست يافت كه هيچ ما به الاشتراك ذاتى يا عرضى نداشته باشند و مطلقا متباين باشند . پس تباين مطلق امرى است فرضى و آنچه واقع است تباين نسبى است ، بدينمعنى كه دو مفهوم نسبت به محمول يا محمولات خاصى متبايناند ولى همين دو نسبت به محمول يا محمولات ديگرى ممكن است مشترك باشند و اين نكتهاى است كه در اشتراك لفظى و معنوى بهكار مىآيد . در هرحال ، حالت دوم از بحث خارج است ، زيرا صرفا يك فرض عقلى و بىمصداق است و بالتبع در هنگام مقايسهء دو مفهوم با يكديگر به يكى از دو حالت زير بر مىخوريم :
حالت الف : دو مفهوم تنها داراى ما به الاشتراك عرضى هتسند .
حالت ب : دو مفهوم ، علاوهبر ما به الاشتراك عرضى ، داراى ما به الاشتراك ذاتى نيز هستند .
تصور ما به الاشتراك عرضى مشكل نيست ، زيرا هرگاه دو يا چند مفهوم با نظر استقلالى و
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 271
مساهمون: الشيخ محمد تقي مصباح اليزدي
ص٢٧١