هيچ نحو استقلالى از علت ندارد . وجود معلول بتمامه مرتبط با علت است . چنين نيست كه ذهن بتواند براى آن حيثيتى در نظر گيرد كه مستقل و بىارتباط با علت است و حيثيت ديگرى كه حيثيت ارتباط آن با علت است ، معلول از تمام حيثيات با علت مرتبط است ، اصلا تمام حيثيت و وجود معلول همان حيثيت ارتباط با علت است ، معلول بودن يعنى انتساب و اضافه و ربط به علت بودن و معلول از آن جهت كه معلول است نمىتواند منشأ انتزاع وجود فى نفسه و مستقل باشد . طبق اين نظر ، نمىتوان گفت معلول ذاتى است كه با علت ارتباط دارد ، بلكه بايد گفت ذات معلول همان ربط به علت است ( المعلول ذات هو الربط الى العلّة لا ذات ثبت له الربط الى العلّة ) ، معلول مرتبط نيست ، ربط است ، مضاف به علت نيست ، اضافه به علت است .
صدر المتألهين اين نحو وجود را « وجود رابط » يا « اضافهء اشراقى » يا « وجود فقرى » نام نهاد و در مقابل وجود علت را كه حيثيت آن حيثيت ربط به غير نيست « وجود مستقل » ناميد . بدين ترتيب ، تقسيم جديدى در وجود به ظهور پيوست : وجود يا رابط است ( و آن وجودى است كه حيثيت آن حيثيت ربط به ديگرى است ) يا مستقل ( و آن وجودى است كه حيثيت آن حيثيت ربط به ديگرى نيست ) . پس بنابر اين نظر ، وجود معلول نسبت به علت رابطى نيست ، بلكه رابط است . حال آنچه در اين فصل مورد ادعاست اثبات تقسيم وجود خارجى است به رابط و مستقل .
شايان ذكر است كه اولا ، همانطور كه از توضيحات فوق پيداست ، در تقسيم وجود به مستقل و رابط نظر به مفهوم وجود نيست ، نظر به حقيقت خارجى وجود است . حقيقت وجود در خارج يا مستقل است يا رابط ، بر خلاف تقسيم وجود به محمولى و رابط كه به زودى ذكر خواهيم كرد و در آن نظر به مفهوم وجود است نه حقيقت خارجى وجود و ثانيا ، گاهى به وجود مستقل « وجود محمولى » نيز مىگويند - چنان كه در اين كتاب نيز گفته شده است - و نتيجتا با چنين اطلاقى وجود محمولى مشترك لفظى بين دو معنا مىشود : يكى وجود محمولى به معناى وجود خارجى مستقل و ديگرى وجود محمولى به معنايى كه در مفهوم وجود گفته مىشود كه به زودى توضيح آن خواهد آمد . بايد توجه داشت كه اين اشتراك لفظى سبب اشتباه نگردد :
ينقسم الموجود الى ما وجوده فى نفسه و نسمّيه « الوجود المستقلّ و المحمولى او النفسى » و ما وجوده فى غيره و نسمّيه « الوجود الرابط » .
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 230
مساهمون: الشيخ محمد تقي مصباح اليزدي
ص٢٣٠