تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
و تخصّصا بمرتبة من مراتبه المختلفة البسيطة التى رجع ما به الامتياز فيها الى ما به الاشتراك و تخصّصا بالماهيّات المنبعثة عنه المحددة له . و من المعلوم ان التخصّص باحد الوجهين الاوّلين مما يلحقه بالذات و بالوجه الثالث يعرضه بعرض الماهيّات .

4 - 6 - 8 : سخن حق در تخصص وجود به ماهيت

چنان كه در فصل دوم / 1 - 1 - 6 گذشت ، به عقيده استاد علامه ، محمولاتى كه بر ماهيت حمل مىشوند - اعم از ذات و ذاتيات كه به حمل اولى بر آن حمل مىشوند و عرضيات كه به حمل شايع بر آن حمل مىشوند - تماما به عرض وجود حمل مىشوند . پس ماهيت از خود واجد هيچ حكم و وصف و محمولى نيست ، حتى واجد ذات و ذاتيات خود نيست . اين نظر با چنين اطلاقى صحيح نيست و بايد بين محمولاتى كه به حمل اولى حمل مىشوند و محمولاتى كه به حمل شايع حمل مىشوند تفصيل قائل شد . محمولات دستهء اول بالذات بر ماهيات حمل مىشوند ، پس وجود واسطه در عروض ذات و ذاتيات نيست ولى محمولات دستهء دوم ، يعنى عرضيات ، تماما به عرض وجود بر ماهيت حمل مىگردند . اكنون چون كثرت ماهوى از عوارض ماهيات است نه از ذاتيات - زيرا هيچ ماهيتى نيست كه كثرت داخل در ذات آن باشد - حمل آن بر ماهيات بالعرض و المجاز است و بر وجود بالحقيقة و بالذات . پس وجود بالذات متصف به اين نوع كثرت مىشود و ماهيات بالعرض . معناى اين سخن آن است كه كثرت مراتب عرضى وجود سبب تكثر ماهيات شده است نه تكثر ماهيات سبب كثرت عرضى وجود ، به عكس آنچه در 3 - 6 - 8 ، ج گفته شد . پس اين حقيقت وجود است كه فى حد نفسه در عرض عريض خود داراى نوعى كثرت و تباين است . اين سخن دقيقا به اين معناست كه تخصص وجود به ماهيت نيز به عرض ماهيت نيست ، بلكه مانند دو نوع تخصص اول حقيقتا صفت خود وجود است و اين مطلب لازمهء همان مشرب پنجم است . * * *