تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
ذات و ذاتياتش را بر خود ايجاب مىكند و با چنين نظرى نه حمل وجود را بر خود اقتضا مىكند و نه حمل عدم را . پس ماهيت نسبت به‌وجود و عدم لا اقتضاست و به تعبير كتاب « متساوى النسبه » است . با توجه به اين مقدمه ، دليل سوم چنين تقرير مىشود : اگر وجود عين يا جزء ماهيتى باشد ، آن ماهيت نسبت به آن لا اقتضا و متساوى النسبة نخواهد بود ولى تالى باطل است ، زيرا تمام ماهيات نسبت به‌وجود و عدم لا اقتضا هستند ، پس مقدم هم باطل است ؛ يعنى ، وجود نه عين هيچ ماهيتى است و نه جزء آن : و من الدليل على ذلك جواز سلب الوجود عن الماهيّة و احتياج اتّصافها به الى الدليل و كونها متساوية النسبة فى نفسها الى الوجود و العدم ، و لو كان الوجود عينها او جزء لها ، لما صحّ شىء من ذلك .

3 - 6 - 6 : اختلاف وجود به‌سبب اختلاف ماهيات

تا اينجا متعرض اين مطلب شدند كه وجود در ذهن عارض ماهيت مىشود و زائد بر آن است ولى در خارج دو حيثيت متمايز به نام « وجود » و « ماهيت » نداريم ، در خارج تنها يك حقيقت واحد هست كه همان وجود است . در پى ، به نكته‌اى اشاره مىكنند كه به نظر مىرسد مناسب اين بحث نيست ، بلكه مربوط به تشكيك وجود است كه در فصل آينده از آن بحث مىشود . در تشكيك وجود خواهيم گفت كه هرچند وجود يك حقيقت واحد است ، دوگونه اختلاف و كثرت در آن يافت مىشود : كثرت و اختلافى كه بازگشت آن به اختلاف مراتب وجود است - كه همان كثرت تشكيكى وجود مىباشد - و كثرت و اختلافى كه بازگشت آن به ماهيات است ، اين اختلاف و كثرت بالذات مربوط به ماهيات است ولى بالعرض به‌وجود هم نسبت داده مىشود ؛ پس اين نوع كثرت به تبع ماهيت عارض وجود مىشود . در اين فرع ، به همين اختلاف ، يعنى اختلافى كه به تبع ماهيات عارض وجود مىشود ، اشاره شده است . براى روشن شدن اين نوع كثرت و اختلاف ، تشبيهى ذكر مىكنيم كه تا حدى زياد مىتواند مطلب را به ذهن تقريب كند : هستى را به يك برگ كاغذ يكپارچه تشبيه مىكنيم . يك برگ كاغذ را مىتوان به شكلهاى مختلف ؛ مانند مربع ، مثلث ، لوزى ، دايره ؛ بريد . اگر كاغذ يكپارچه
شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 127 | الشيخ محمد تقي مصباح اليزدي / عبد الرسول عبوديت