اين مصيبتديده با آنكه در ميان مردم است ، مىگويد ، مىرود ، مىنشيند ، غذا مىخورد ، مىخوابد ، ولى در درون او غوغايى از يك سلسله خاطرات محبوبِ اوست ، به طورى كه هر كه به صورت او نظر افكند ، درمىيابد كه او مصيبتزده است .
سالك راه خدا در عين اشتغال به امور طبيعى ، يك رشته ارتباطات و اتصالى با خداى خود دارد ، دريايى از شوق در دل او موج مىزند ، آتشى از عشق و محبت درون او را مىسوزاند ، غم و اندوه هجران دل او را آب مىكند ، از اين انقلاب درونى او جز خدا كسى خبر ندارد ، ولى هر كس به صورت او نظر كند اجمالًا مىيابد كه عشق خدا و حقپرستى و توجه به حضرت مقدس او ، او را چنين نموده است .
از همين بيان معلوم مىشود كه تضرع و ندبه و مناجات و ابتهال ائمهء اطهار ، چنانكه در ادعيهء مأثوره وارد است ، تصنعى و براى ارشاد و تعليم عباد نبوده است .
اين توهّم ، ناشى از جهل و عدم ادراك حقايق است و شأن ايشان اجلّ و مقام آنها اشرف از اين است كه بياناتى ظاهرى بدون حقيقت و معنا فرموده باشند و بخواهند به وسيلهء يك سلسله دعا و نيازهاى دروغى ، مردم را به سوى خدا دعوت كنند . آيا صحيح است كه بگوييم اين همه نالههاى جانخراش و جگرسوز مولى الموالى حضرت اميرالمؤمنين و حضرت سجاد عليهما السلام از روى واقع نبوده و صرفاً ساختگى و تعليمى بوده است ؟ حاشا و كلا . اين گروه از پيشوايان دينى - سلاماللَّه عليهم اجمعين - چون از مراتب سلوك الىاللَّه گذشته و در حرم خدا وارد شده و سپس به مقام بقاى بعدَالفنا كه همان بقايى به معبود است ، رسيدهاند ؛ لذا حال آنها جامع بين دو عالم وحدت و كثرت است و نور احديت را پيوسته در مظاهر عوالم امكان و كثرات مُلكيه و مَلكوتيه رعايت خواهند نمود . بنابراين درجهء ساميه از كمالاتى كه دارند ، هميشه لوازم عالم ملك و ملكوت را مَرعى مىدارند و بلكه از كوچكترين حكمى از احكام يا ادبى از آداب يا حالى از حالات متناسبهء با اين عوامل ، دريغ و مضايقه و دورى
رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 87
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٨٧