تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
حضرت اسماعيل نبوده‌اند ، لذا بايد حتماً از حضرت اسحاق باشند ، و چون از حضرت اسحاق فقط حضرت يعقوب به وجود آمد ، لذا بايد از نسل يعقوب و همگى از بنى اسرائيل بوده باشند ، چون اسرائيل لقب يعقوب است . حال اين سؤال پيش مىآيد كه : طبق بعضى از روايات وارده ، خداوند به واسطهء ترك اولايى كه از حضرت يوسف به وقوع پيوست - چون پادشاه شد و برتخت نشسته بود ، و پدر و مادر با برادران از كنعان وارد مجلس شدند ، در پيش پاى آنان برنخاست و يا چون پدرش يعقوب خواست سوار بر اسب شود حضرت يوسف زودتر سوار شد - . نسل پيامبرى را از او برداشت . و چگونه در اولاد يَهودا برادر بزرگ و ساير برادران يوسف قرار داد ؟ با آن‌كه آنان جنايتى عظيم مرتكب شدند و برادر خود ، يوسف را به چاه انداختند ، و پدر پير خود را به فراقش مبتلا ساختند ؟ علامه : « حَسَناتُ الابْرارِ سَيِّئَاتُ الْمُقَرَّبينَ » ؛ اولًا : همان ترك أولى براى يوسف با آن مقام معنوى و منزلت خاص الهى شايد از به چاه انداختن يوسف نسبت به ديگران مهم‌تر باشد . و ثانياً : حضرت يوسف با آن‌كه طبق نص قرآن از مخلَصين است ، « 1 » و براى مخلصين گناه متصور نيست ، مىتوان به استناد اين آيه از قرآن ، آن روايات را نفى
هامش
( 1 ) . آيهء 24 سورهء يوسف :« وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ »