اشراق و بعضى آن را از افلاطون مىدانند ، از افْلوطِين است كه يكى از شاگردان اين مكتب است ( مكتب نو افلاطونى ) و استنادش به افلاطون ، اشتباه است . يكى از شاگردان اين مكتب در زمان اسلام ثاميطورِسْ است كه اسلام آورده و به نام يحيى نحوى ناميده شده است .
* * * بارى ، در اينجا مصاحبات حقير با حضرت استاد علامه خاتمه مىپذيرد ، البته اين مصاحبات به طور رسمى بوده و بنده به عنوان مصاحبات در نوشتههاى خود ضبط كرده بودم ، والّا آن چه از حضرت علامه در مجالسشان استفاده شده است و به طور متفرق - چه يادداشت شده و چه نشده - بسيار است و اين ناچيز ، در بسيارى از مؤلفات خود آنها را بالمناسبه آوردهام .
شَكَّرَ اللَهُ مَساعيهِ الْجَمِيلَةَ وَ حَشَرَهُ مَعَ مُحَمَّدٍ خَيْرِ الْبَرِيَّةِ وَ آلِهِ الْغُرِّ الْكِرامِ حَسَنِ السَّجيَّهِ .
امشب ، شب سيزدهم ربيع الثانى يكهزار و چهار صد و دو هجرى قمرى ، در مشهد مقدس ، اين مصاحبات به پايان مىرسد .
و لِلَّه الحَمدُ و لَه الشُّكر .
الحقير الفقير : سيد محمد حسين حسينى تهرانى
ربيعالثانى 1402 هجرى
مشهد مقدس
رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 356
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٥٦