تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
چون جملهء « زيد فانى شد » ضمير دارد . اين درد را بايد علاج كرد . شما نظر به كثرت كنيد ! نظر به وحدت كنيد ! نظر به هر جا كه دلتان مىخواهد بيندازيد ، آن ضمير بالاخره مرجع مىخواهد و بايد نشان دهيد ! و نشان هم نمىتوانيد بدهيد ! و نگوييد : پس فنا نيست . بلى فناى به اين معنا نيست و اما فنايى كه در جملهء « زيد فانى شد » داريم و عين ثابتش محفوظ است ، داريم . فناى صفات و اسما ، با فناى در ذات تفاوتى ندارد ، و در هر حال ضمير مرجع مىخواهد ، و عين ثابت بايد باقى بوده باشد . در هر حال و در هر مرحلهء فنا كه مىگوييم : فلان موجود فانى در حق شد ، اين موجود ضمير دارد و مرجع اين ضمير را بايد نشان داد . و اين همان عين ثابت است كه سابقاً يك وجودى ، و يك مضافٌ اليهى داشت ، حالا وجودش را از دست داده ، به علت فنايى كه برايش حاصل شده است ، ولى عين ثابتش از بين نمىرود . تلميذ : اين‌كه ما مىگوييم : كرم آب پر در آورد و به آسمان پريد ، درست است يا نه ؟ كرم‌هايى در آب‌هاى راكد تكوين مىشوند ، و سپس به صورت پشه ، پر درمىآورند و به آسمان مىپرند . آيا اين كرم در حالى كه كرم است پريد ، يا در حالى كه پر درآورد و پشه شد ؟ البته در حالى كه پشه شد پريد . ولى در اين جمله مىگوييم : كرم پر درآورد و پريد . معلوم است كه اين تعبير مُسامحى است ، زيرا كرم در حالى كه كرم است نمىپرد . كرم پريد ، يعنى آن‌چه كه سابقاً كرم بود الآن پريد . تبديل به يك ماهيت پرنده‌اى شد ؛ طائر شد و پرواز كرد . زيد فانى در حق شد ؛ يعنى آن‌چه را كه قبل از فنا عين ثابت داشت و زيديتِ زيد و هويت انسانى براى او بود ، تغيير هستى داد و از عالم تعين و هستى به عالم اطلاق و
رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 242 | السيد محمدحسين الطباطبائي