كه از فتيله خارج مىشود . چون اين نور اصلش زَيت بود و يا مثلًا دانههاى روغن كرچك بود و يا هيزم بود و نفت بود . در اثر صفاى احتراق ، آن روغن زيت و كرچك و نفت و غيرها ، تبديل به شعلهء نورانى مىگردد و شعله هم تبديل به گاز مىشود ، و شعاعش را خارج نموده ، اطراف را روشن مىسازد .
تلميذ : در اين صورت قوس نزول و صعود چه مىشود ؟ رواياتى داريم كه خداوند ارواح را دوهزار سال قبل از اجسادشان خلق كرد ؛ همچنين روايات مختلف به مضامين ديگرى كه اجمالًا دلالت دارند بر آنكه ارواح زودتر از اجساد آفريده شدهاند ؟ و به طور كلى رواياتى كه دلالت دارد بر آنكه قبل از عالم طبع و ماده عوالمى بوده است و انسان در آن عوالم بوده و گفت و گوهايى داشته است ، و سپس از آن عوالم يكى پس از ديگرى نزول نموده تا بدين عالم وارد شده است .
علامه : آن دسته از روايات هيچ منافاتى با قائل شدن به اصل جسمانى بودن بدء آفرينش انسان ندارد ، چون نه تنها انسان ، بلكه جميع موجودات عالم طبع و ماده داراى جان و ملكوتى هستند و حقيقت روح و ملكوت ، از عالم ماده و جسم نيست ، بلكه از عوالم بالاست ، كه نحوهء تعلقى به ماده پيدا كرده است . نطفه ، ملكوت دارد ؛ علقه ، ملكوت دارد ؛ سنگ و درخت و آب و زمين هر يك ملكوت دارند ؛ حيوانات ، پرندگان ، كواكب و ستارگان هر يك داراى نفس مختصهء به خود و ملكوت مىباشند .
تمام اين جانها و ملكوتها ، از اين عالم جسم و جسمانيت نيست ، بلكه از عوالم فوق است . هر كدام به حسب خود از نقطهء خاصى نزول كرده ، و نحوهء تعلقى به ماده پيدا نمودهاند .
از جمله نفس انسان از عوالم مجردهء بالاست و چون ديد جهاتى را از كمال ، كه به واسطهء مجرد بودن نمىتواند كسب كند و به دست بياورد ، و آن جهات در عوالم كثرت و پايين است ، لذا براى به دست آوردن كمالاتِ كثراتى ، رو به پايين نزول نمود و پس از كسب آنها دوباره رو به بالا صعود نموده به حضور حضرت حق نايل
رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 213
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٢١٣