اگر جنس وحدت و كثرت يكى باشد از محالات است ؛ مثلًا هر دو قسم از وحدت ، شخصيه يا نوعيه و يا جنسيه باشد . براى هر يك مثالى مىآوريم :
اما براى وحدت شخصيه : مثل آنكه بگوييم « زيد » يكى است و در عين حال سه است ، و يا زيد و عمرو و بكر ، در اين حالت كه حقيقتاً سه فرد از افراد انسان هستند يكى هستند و حقيقتاً وجود واحد دارند و تشخص واحد دارند .
و اما براى وحدت نوعيه : مثل آنكه بگوييم ماهيت انسان در عين اينكه يك نوع است ، سه نوع است ؛ مثلًا هم انسان است و هم فرس و هم گوسفند ، و يا ماهيت انسان و فرس و گوسفند ، در عين آنكه حقيقتاً سه تا هستند ، حقيقتاً يكى باشند .
و اما براى وحدت جنسيه : مثل آنكه بگوييم ماهيت حيوان در عين آنكه يك جنس است سه جنس است ، مثلًا هم حيوان است و هم درخت است و هم سنگ ، و يا ماهيت حيوان و درخت و سنگ در عين تعدد ، واحد مىباشند ، البته اينها از محالات است .
اما جمع بين وحدت جنسيه و يا نوعيه و بين كثرت شخصيه ، مثل جمع بين وحدت حيوان و يا انسان و بين افراد آنها ، از زيد و عمرو و بكر اشكال ندارد ؛ همچنان كه جمع بين وحدت جنسيه و كثرت نوعيه ، مثل جمع بين وحدت حيوان و كثرت انواع آن از مرغ و كبوتر و اسب و گوسفند ، اشكال ندارد .
علاوه بر اينها ، اگر در جمع بين وحدت شخصيه و كثرت شخصيه ، يكى حقيقى و ديگرى اعتبارى باشد ، آن نيز اشكال ندارد ، مثل آنكه بگوييم : زيد با آنكه شخص واحدى است حقيقتاً ، مركب از چندين جزء است ، و بدن او را به اعتباراتى تقسيم كنيم . در اين صورت ، اين تقسيم و حصول كثرت ، بر اساس اعتبار بوده نه واقعيت و مستلزم محذورى نخواهد بود . و يا آنكه مثلًا بگوييم : زيد و عمرو و بكر ، با آنكه حقيقتاً سه تا هستند ، به اعتبار آنكه برادر هستند ، يا شريك هستند ، يا اهل يك شهر هستند ، واحد هستند ، اين وحدت نيز اعتبارى است .
رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 182
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٨٢