« وَ قالُوا اتَّخَذَ اللَّهُ وَلَداً سُبْحانَهُ »
. « 1 »
از اين آيات نيز استفاده مىشود كه نصارا ، حضرت مسيح را پسر خدا گرفتهاند ؛
« سُبْحانَهُ وَ تَعالى عَمَّا يَقُولُونَ »
.
چهارم :
« وَ إِذْ قالَ اللَّهُ يا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَ أُمِّي إِلهَيْنِ مِنْ دُونِ اللَّهِ قالَ سُبْحانَكَ ما يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ ما لَيْسَ لِي بِحَقٍّ إِنْ كُنْتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ ما فِي نَفْسِي وَ لا أَعْلَمُ ما فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ »
. « 2 »
از اين آيه نيز استفاده مىشود كه نصارا ، علاوه بر الوهيت حضرت مسيح ، به الوهيت مادرش حضرت مريم نيز قائل بودند .
كليسايى هم به عنوان « مريم مَعبود » دارند و اعمالى نيز به حساب مريم معبود ، در ضمن سلسلهء عبادات خود دارند .
بارى ، از مجموع آنچه ذكر شد ، استفاده مىشود كه مسيحيان قائل به الوهيت حضرت عيسى هستند ، و اين امر از اصول اعتقاديهء آنان است . و تمام نصارا با وجود اختلاف شديد در ميانشان ، در كيفيت الوهيت مسيح - كه گويند به هفتاد فرقه قسمت شده و هر يك براى خود طريقى را پيمودهاند - ولى معذلك همگى در تثليث اتفاق دارند ؛ خواه سه ركن اساسى را اب و ابن و امّ بشمارند ، و يا اب و ابن و روحُ القُدُس .
به هر حال ، اب را عنوان ذات ، و مسيح را به عنوان فرزندى و تولد و انشعاب از اين اصل ، عنوان علم ، و پايهء سوم را عنوان حيات مىدانند . و معلوم است كه تركيب ذات خداوند از سه امر ، خواه سه اصلى كه مدخليت در تحقق داشته باشند ، و خواه ذات را
هامش
( 1 ) . صدر آيهء 116 سورهء بقره : « و گفتند : كه خداوند براى خود فرزندى گرفت ؛ پاك و منزه است او از اين امر . »
( 2 ) . صدر آيهء 116 سورهء مائده : « و ياد آور زمانى را كه خداوند به عيسى بن مريم گفت : آيا تو به مردم گفتى كه : مرا و مادر مرا دو معبود جز خداوند قرار دهيد ؟ ! »