دوّار و در بين اين سه امر متحرك ببينند و به عنوان ثالثُ ثَلاثَةٍ ( سومى از اين سه پايه ) بدانند ، غلط ، و روى براهين فلسفى باطل است .
تلميذ : علت بطلان تثليث بر اساس اصول برهان - با آنكه نصارا قائل به وحدت ذات حق هستند ، و انجيل صراحت بر توحيد دارد ، و همگى اتفاق دارند بر آنكه حضرت مسيح دعوت به توحيد نموده است - همان تناقض بين وحدت و كثرت است ؛ يعنى مسيحيان مىگويند : ذات حضرت حق - جلّ و عزّ - واحد است ، و در عين حال سه تاست !
اگر وحدت ، حقيقى و كثرت ، اعتبارى باشد ، مستلزم اشكال نخواهد شد . و نيز اگر كثرت ، حقيقى و وحدت ، اعتبارى ، گذشته از اشكال تعدد آلهه ، مستلزم تناقض نخواهد شد ، ولى اگر فرض بشود كه كثرت ، حقيقى و وحدت حقيقى باشد ، اين امر مستلزم تناقض است و از نقطهء نظر تناقض ، محال است . و بهترين دليل در رد قائلين به تثليث آن است كه بگوييم معناى وحدت و معناى كثرت ، دو معناى مختلف و متباين است ؛ و جمع بين اين دو مفهوم در مصداق واحد با ملاحظهء شرايط تناقض ، مستلزم تناقض است .
و عين اين اشكال در صورت فرض عينيت صفات و اسماى ذات حق - جلّ و اعلا - با ذات حق لازم مىآيد ، زيرا اگر صفت غير از موصوف نباشد ، در فرض عينيت و وحدت بين صفت و موصوف بايد ذات حق به اعتبار ذات ، واحد و به اعتبار اسما و صفات كه عين ذات است كثير باشد ، و اين امر مستلزم تناقض خواهد شد .
و بنابراين هيچ چارهاى نيست مگر آنكه اسما و صفات را مرتبهء نازله و متعينهء از ذات بدانيم كه در صورت تنزل و تعين ، كثرتِ در مراتب ، منافاتى با وحدت در ذات نخواهد داشت ، و گرنه تمام اشكالات بر تثليث ، از نقطهء نظر جمع بين وحدت و كثرت در اينجا خواهد آمد .
علامه : اشكال مذهب مسيحيان در اين است كه در عين آنكه خداوند را يگانه مىدانند ، « اصل قديم » را سه تا مىدانند و جمع بين وحدت حقيقيه و كثرت حقيقيه ،
رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 181
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٨١