تلميذ : اسلام ، مردم را به توحيد مىخواند و « اصل قديم » را يكى مىشمرد ، و تمام جهات كثرت را از هر قسم و هر نوع ، به آن « وجود واحد » برمىگرداند . و دين نصارا در عين اينكه به تصريح انجيل ، خداى را « يگانه » مىداند ، ولى معذلك براى عالم سه اصل قائل است ، و اين معنا را جزء اصول اعتقادى قرار مىدهد ؛ به طورى كه دين مسيح و اعتقاد به تثليث از ملازمات يكديگر شمرده مىشوند .
قرآن كريم ، صريحاً به مبارزه با تثليث مىپردازد و آن را نه بنابر تعبد ، بلكه بنابر اصول عقليه ، باطل مىشمرد و قائلين به تثليث را مورد مؤاخذه قرار مىدهد ، و آن را همرديف و همتراز با « شرك » مىشمرد . روش پيامبر اكرم و احتجاجات آن حضرت با مسيحيان ، و روش ائمّهء طاهرين و اصحاب و تابعين و علماى اسلام ، از صدر اسلام تاكنون نيز چنين بوده است و در رد تثليث ، كتب و رسائل را مشحون ساخته و با دلايل عقلى استوار ، اين مذهب را باطل شمرده و بطلان آن را از روى براهين عقليه مشهود ساختهاند .
و از طرفى مىدانيم كه خصوص تثليث ، موضوعيتى براى بطلان ندارد ، بلكه به طور كلى تعدد « آلهه و قدماء » كه « اصول پيدايش عالم » هستند ، نمىتواند از « يكى » بيشتر باشد . بنابراين ، مذهب تثليث و تربيع و امثال ذلك ، تفاوتى ندارد و هر كس ، به هر گونه و به هر شكل قائل به « تعدد اصول عالم » شود ، گرچه مركب از صد جزء يا
رساله لب اللباب در سير و سلوك اولى الألباب به ضميمه مصاحبات ( طبع جديد ) ( فارسى ) — صفحة 177
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٧٧