مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ »
. « 1 »
معناى ملكوت را بيان فرموده است كه مقصود از ملكوت همان عالم امر يا عالم علوى است .
و در حديث آمده است :
لولا أنّ الشياطين يحومون حول قلوب بنى آدم لرأوا ملكوت السموات و الأرض . . . . « 2 »
و شاهد ما بر اينكه خداوند سبحان ، يقين را نتيجهء مشاهدهء ملكوت دانسته است اين سخن خداوند است كه مىفرمايد :
« كَلَّا لَوْ تَعْلَمُونَ عِلْمَ الْيَقِينِ * لَتَرَوُنَّ الْجَحِيمَ * ثُمَّ لَتَرَوُنَّها عَيْنَ الْيَقِينِ »
. « 3 »
و اين سخن ديگر او كه مىفرمايد :
« كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ »
. « 4 »
هامش
( 1 ) . فرمان نافذ خدا [ در عالم ] چون ارادهء خلقت چيزى را كند ، به محض اينكه گويد موجود باش بلافاصله موجود خواهد شد ، پس منزه و پاك خدايى كه ملك و ملكوت هر موجود به دست قدرت او و بازگشت شما همهء خلايق به سوى اوست
( 2 ) . اگر رفت و آمد و چرخيدن شياطين برگرد دلهاى آدميان نبود ، آنان ملكوت و باطن آسمانها و زمين را مىديدند
( 3 ) . حقاً اگر به طور يقين مىدانستيد البته دوزخ را مشاهده خواهيد كرد ، و سپس به چشم يقين مىبينيد
( 4 ) . چنين نيست ، بلكه ظلمت ظلم و بد كارىهاشان بر دلهاى آنها غلبه كرده است . و از اين آيهء شريفه استفاده مىشود كه مشاهدهء آيات خداوند ، كه از ديدگان غير اهل يقين كه بر آنها پرده و حجاب كشيده شده است و محجوب گشتهاند ، پوشيده و پنهان است ، با چشم دل است نه با چشم حس و ديدهء جسمانى . پس دل را چشمى است ، همچنان كه داراى اعضاى ديگرى نيز هست . و در كتاب خدا آيات بسيارى در اين خصوص وجود دارد مانند اين سخن خداوند كه مىفرمايد : « و از پيش و پس [ راه خير را ] بر آنها سد كرديم و بر چشمشان هم پرده افكنديم كه هيچ چيز را نبينند » . و يا اين سخن خداوند كه مىفرمايد : « از شنيدن و گفتن و ديدن آيات حق كر و گنگ و كورند زيرا عقل خود را به كار نمىبندند » . و اين فرمودهء خداوند كه مىفرمايد : « آيا اين كافران در روى زمين به سير نمىروند تا دلهاشان بينش و هوش يابد [ و گوششان به حقيقت شنوا گردد ] كه اين كافران را چشم سر گرچه كور نيست ليكن چشم باطن و ديدهء دلها كور است » . اين آيهء ، مراد و مقصود از چشم و گوش و مانند آن را تفسير مىكند كه مراد از تمامى اينها در خصوص هدايت و ضلالت ، همانا اعضاى قلبى و باطنى است نه جسم محسوس ظاهرى . و ساير معانى مربوط به هدايت يافتگان و گمراه گشتگان نيز از همين باب است مانند اين سخن خداوند كه مىفرمايد : « خدا يار اهل ايمان است آنان را از تاريكىهاى جهان بيرون آورد و به عالم نور برد و آنان را كه راه كفر گزيدند ، يا ايشان شيطان و ديو رهزن است كه آنها را از عالم نور به تاريكىهاى گمراهى درافكنده است . و آيات ديگرى كه در اين خصوص وارد شده است . پس دل را عالمى است همچنان كه حس را عالمى است و دل داراى احكام و آثارى است كه با عالم حس مشابهت و همانندى دارند