آنگاه خداوند سبحان بديشان وعده داده است كه حجاب و پرده را از دل آنان بردارد و فرموده است :
« كَلَّا إِنَّ كِتابَ الْأَبْرارِ لَفِي عِلِّيِّينَ * وَ ما أَدْراكَ ما عِلِّيُّونَ * كِتابٌ مَرْقُومٌ * يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ »
. « 1 »
و عليون همان عالم علوى است . و فرموده است :
« وَ كَذلِكَ نُرِي إِبْراهِيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنِينَ »
. « 2 »
و اين غايت و هدفى كه خداوند در اين آيه بدان اشاره فرموده است ، از قبيل غايتى است كه در اين سخن خود بيان مىفرمايد :
« وَ كَذلِكَ مَكَّنَّا لِيُوسُفَ فِي الْأَرْضِ وَ لِنُعَلِّمَهُ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ »
. « 3 »
يا اين سخن ديگرش كه مىفرمايد :
« وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ يَتَّخِذَ مِنْكُمْ شُهَداءَ »
. « 4 »
و مانند غايتى كه در اين سخنش هست نمىباشد .
« لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ »
. « 5 »
بنابراين معناى آيه فوق اين مىشود كه ، خداوند سبحان به بندگان اهل يقين خويش ملكوت آسمان و زمين را نشان مىدهد . و خداوند در اين سخن خويش كه مىفرمايد :
« إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ * فَسُبْحانَ الَّذِي بِيَدِهِ
هامش
( 1 ) . چنين نيست ( كه شما كافران پنداشتيد ) امروز نكوكاران عالم با نامهء اعمالشان در بهشت عليين روند ، و چگونه به حقيقت عليين آگاه توانى شد ؟ كتابى است نوشته شده و مقربان درگاه حق به مشاهدهء آن مقام نائل شوند
( 2 ) . و همچنين ما به ابراهيم ملكوت و باطن آسمانها و زمين را ارائه داديم تا به مقام اهل يقين رسد
( 3 ) . و ما اين چنين يوسف را به تمكين و اقتدار رسانديم و براى آنكه او را علم خوابها بياموزيم
( 4 ) . كه مقام اهل ايمان به امتحان معلوم شود تااز شما مؤمنان هر كه ثابت در دين است ( مانند على عليه السلام ) گواه ديگران كند
( 5 ) . تا آنكه پس از فرستادن اين همه رسولان ، مردم را بر خدا حجتى نباشد