خداوند به ولى او فرود مىآيند در بهشت ، در حالى كه نامهاى به دست دارند كه در آن است : « من الملك الحيّ القيّوم ، إلى الملك الحيّ القيّوم » . « 1 » دانسته و آشكار مىشود .
و همانا خداوند ، ايشان را به قرب خويش وعده داده است و آنان را « مقربان » خوانده است و « مقربان » را در قرآن سبقت گيرندگان و پيشى جويندگان معرفى كرده است . و
« وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ »
. « 2 » و كار و فعل ايشان را منحصر به خير داشته است و فرموده است :
« ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَيْراتِ »
. « 3 »
و باز خداوند سبحان چنين فرموده است :
« إِنَّ الَّذِينَ هُمْ مِنْ خَشْيَةِ رَبِّهِمْ مُشْفِقُونَ * وَ الَّذِينَ هُمْ بِآياتِ رَبِّهِمْ يُؤْمِنُونَ * وَ الَّذِينَ هُمْ بِرَبِّهِمْ لا يُشْرِكُونَ »
. « 4 »
خداوند رحمان در اين آيهء شريفه هر گونه شرك علمى و عملى را از آنان رفع فرموده است تا آنجا كه مىفرمايد :
« أُولئِكَ يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ هُمْ لَها سابِقُونَ »
. « 5 »
پس مؤمنانى راستين در واقع ، هم ايشانند كه با علم براى خدا و عمل براى خدا تكامل جسته و كمال يافتهاند و سبقت گيرندگان و مقربان و اهل يقين هستند .
هامش
( 1 ) . از پادشاه زندهء نگهدارنده به پادشاه زندهء نگهدارنده
( 2 ) . و طايفه سوم آنان كه در ايمان بر همه پيشى گرفتند ، آنان به حقيقت مقربان درگاهند
( 3 ) . پس [ از آن پيامبران كهف ] ما آنان را كه بندگان خود برگزيديم ( يعنى محمد و آل او عليهم السلام ) و وارث علم قرآن گردانيديم باز هم بعضى آنها ( يعنى فرزندان يا امت او ) به نفس خود ظلم كردند و بعضى راه عدل پيمودند و برخى به هر عمل خير [ با جان و دل ] به دستور حق سبقت گيرند
( 4 ) . همانا آن مؤمنانى كه از خوف خدا ، ترسان و هراسانند و آنان كه به آيات خداى خود ايمان مىآورند . و آنان كه هرگز به پروردگارشان مشرك نمىشوند
( 5 ) . چنين بندگانى تعجيل در سعادت و خيرات مىكنند و اينان هستند كه به كارهاى نيكو سبقت مىجويند