قسرى .
و اما بحث و جستوجو در حركات نفسانى يعنى حركاتى كه بر روش واحد نبوده ، بلكه متكثر و گوناگونند ، بدين قرار است :
قبلًا معلوم گرديد كه حقيقت حركت ، سيلان و تغير تدريجى در وجود ناعتى و عرضى مقولهء مافيهالحركه است كه گونهگونه متعاقباً بر موضوع وارد مىشود ، و در صورتى كه وجود ناعتى سيال ، متعدد و متباين باشد ، ناگزير محتاج به موضوعات متعدد و متباين است ، و لازم بيان مذكور اين است كه ماده صورت نفسانى ، امور متعدد ، و طبايع فعليت يافتهاى باشد كه به صورت وحدانى مصور شده و همان نفس است .
و قبلًا گذشت كه بر اساس حركت اشتدادى ، مصور شدن ماده به صور ، بر طريقهء لبس بعد لبس است ، نه بر طريقهء خلع ولبس ، و بر اين مبنى ، صورت نفسانى ، مسبوق به صور ديگرى مىباشد كه براى مواد آن است ، و مجموعهء همين صور ، ماده براى نفس مىشوند ، پس در اين مورد ، صور بالفعلى موجود كه با حفظ فعليتشان ، قوه و ماده جهت نفس شده و صورت نفسانى آنها را در لباس وحدت نوعى در آورده است ، و افعال گوناگون و متباينشان را براى خويش فعل واحدى ساخته است ، و اينكه گفته مىشود : « فعليت از پذيرفتن فعليت امتناع دارد » در غير مورد تشكيك است ، و تجربه نيز ، ماده گرديدن صور بالفعل را جهت نفس با بقاى فعليتشان ، تأييد مىكند ، زيرا هنگامى كه صورت نفسانى از جسم زائل مىشود ، همان فعليات سابق است كه باقى مانده و متحرك به حركات ويژهء خويش است ؛ و چنانچه بعداز زوال نفس ، فعليات سابق ، باطل باشد ، يكى از اين دو تالى فاسد بر طريقهء مانعةالخلو لازم مىآيد : يا نابودى جسم مربوط به طور كلى ، يا رجوع ما بالفعل به ما بالقوه يعنى حركت جسم از فعليت شديد لاحق ، به فعليت ضعيف سابق كه امتناع آن قبلًا مبرهن گرديد ، بنابراين ، فعليات سابق به جملگى فعليتشان باقى بوده ، النهايه در ظرف تلبس به صورت
مجموعه رسائل ( فارسى ) — صفحة 130
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٣٠