و زوال زندگىاى است كه به ديد ظاهرى ما درآيد ، بلكه بازگشتى است به سوى او كه به خروج از نشئهء دنيا و ورود به نشئهء ديگر ( آخرت ) محقّق مىگردد .
خداى سبحان فرمود :
« وَ جاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذلِكَ ما كُنْتَ مِنْهُ تَحِيدُ »
« 1 » و « موت » را به « حق » وصف نمود كه بنابراين بطلان و عدم نخواهد بود . و نيز فرمود :
« كَلَّا إِذا بَلَغَتِ التَّراقِيَ »
تا آنجا كه
« وَ الْتَفَّتِ السَّاقُ بِالسَّاقِ * إِلى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمَساقُ »
« 2 » . بنابراين روز مرگ ، روز بازگشت به خدا و سوق به سوى اوست .
شيخ صدوق رحمه الله و ديگران روايتى از پيغمبر صلى الله عليه و آله نقل كردهاند كه مؤيّد همين حقيقت است : « براى بقا خلق شدهايد نه براى نابودى و فنا . و با مرگ تنها از دنيايى به دنياى ديگر منتقل مىشويد » . 70
در علل الشرايع از امام صادق عليه السلام در حديثى آمده است : « و به اين ترتيب انسان از دو شأن دنيا و آخرت خلق شده و آن هنگام كه خداوند اين دو شأن را با هم گرد آورد ، حيات انسان در زمين مستقر مىگردد ، زيرا حيات از شأن آسمان به شأن دنيا نزول كرده است . و هنگامى كه خداوند بين آن دو شأن مفارقت ايجاد كند ، آن مفارقت موت است و در آن حال ، شأن آخرت به آسمان بازخواهد گشت . بنابراين حيات در زمين است و موت در آسمان . چون موت بين روح و جسد جدايى مىافكند روح و نور به قدس اولى بازگردانيده مىشود و جسد در همان زمين باقى مىماند زيرا كه از شأن دنياست » . 71
در معانى الاخبار از حسن بن على عليهما السلام نقل شده كه « على بن محمّد عليهما السلام بر بيمارى از اصحابش وارد مىشود در حالىكه بيمار از خوف مرگ مىگريست و جزع مىنمود .
على بن محمّد عليهما السلام به او فرمود : اى بندهء خدا ، چون مرگ را نمىشناسى از آن
هامش
( 1 ) . ق ، آيه 19 ؛ هنگام بيهوشى و سختى مرگ به حق و حقيقت فرا رسيد همان مرگى كه از آن دورى مىجستيد
( 2 ) . قيامت ، آيه 30 ؛ و ساقهاى پا [ از غم دنيا ] بههم درپيچد . در آن روز خلق را به سوى خدا خواهند كشيد