براى ما در اين امر آثارى هر چند ناچيز نيز به جاى نگذاشتند . بنابراين ، كسى كه عزم چنين اهداف و غاياتى كند ، با وجود اينكه رسيدن به آنها دشوار است و گام زدن در طريقشان بس دقيق و ظريف ، همچون كسى ماند كه بدون سلاح به ميدان جنگ بشتابد . و اللّه المستعان .
فصل 1 : « موت » و « اجل »
خداوند سبحان فرمود :
« ما خَلَقَ اللَّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ وَ أَجَلٍ مُسَمًّى »
« 1 » 65 بنابراين هر موجودى از آسمان و زمين گرفته تا همهء آنچه كه درميان آنهاست ، وجودشان محدود به « أجلى » است كه خداوند آن را « تسميه » يعنى تعيين و برآورد نموده بهطورى كه هيچ وجودى از اجل خويش فراتر نخواهد رفت ، همانگونه كه فرمود :
« وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ أَجَلٌ فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ »
« 2 » و
« ما تَسْبِقُ مِنْ أُمَّةٍ أَجَلَها وَ ما يَسْتَأْخِرُونَ »
« 3 » . و آيات بسيار ديگرى كه به همين مضمون وجود دارد .
« اجلِ شىء » يعنى زمانى كه بدان زمان ختم مىيابد و در آن مستقر مىگردد . 66 و از همين معناست اجل و تسميهء دَيْن . به هر حال اجل شىء ظرفى است كه شىء بدان خاتمه مىيابد و به همين دليل در آيهء شريفهء
« قُلْ لَكُمْ مِيعادُ يَوْمٍ لا تَسْتَأْخِرُونَ عَنْهُ ساعَةً وَ لا تَسْتَقْدِمُونَ »
« 4 » از آن به « روز » تعبير شده است . 67
در آيهء
« الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ طِينٍ ثُمَّ قَضى أَجَلًا وَ أَجَلٌ مُسَمًّى عِنْدَهُ »
« 5 » خداوند بيان
هامش
( 1 ) . روم ، آيه 8 ؛ خداوند آسمانها و زمين و آنچه در بين آنهاست همه را جز به حق و اجل مسمّى نيافريده است
( 2 ) . اعراف ، آيه 34 ؛ براى هر امّتى اجلى است كه آن هنگام كه در رسد لحظهاى از آن مقدم يا مؤخّر نشوند
( 3 ) . حجر ، آيه 5 ؛ هيچ امّتى از اجل خويش پيشى نگيرد و از آن مؤخّر نيز نگردد
( 4 ) . سبأ ، آيه 30 ؛ بگو شما را روزى فرا رسد كه نتوانيد لحظهاى از آن مقدّم يا مؤخّر گرديد
( 5 ) . انعام ، آيه 2 ؛ اوست خدايى كه شما را از خاك بيافريد سپس براى هر كسى اجلى قرار داد و « اجل مسمّى » نزداوست