تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان از آغاز تا انجام ( فارسى ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
خداى سبحان به ايشان صحيح نبود . 39 نكتهء ديگرى كه در اين‌جا قابل تذكّر است آن‌كه قضيهء اين مخاطبه و گفت‌وگو در قرآن مجيد به جز يك موضع و آن هم در سورهء بقره ، در جاى ديگرى تكرار نگشته است ؛ بلكه به جاى اين تفصيل ، مطلب به نحو ديگرى بيان شده مثل اين آيهء شريفه :
« إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِينٍ * فَإِذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي . . . »
« 1 » كه از آن ظاهر مىشود مفاد
« نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي » *
همان اجمال مفاد
« عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ »
است ، كما اين‌كه ظاهر مىشود حقيقت اين روحى كه خداوند در آدم دميده و وجه تخصيص آن به خويش در تعبير « من روحى » چيست . 40 در قرآن به جز در قصّهء آدم در هيچ موضعى اضافهء روح به خداى سبحان نشده و بقيهء تعابير به‌گونه‌اى ديگر است . هم‌چون اين كلام خداوند سبحان :
« فَأَرْسَلْنا إِلَيْها رُوحَنا »
« 2 » ؛
« نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ »
« 3 » و
« وَ أَيَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ » *
« 4 »

در بيان امر مكتوم

اما فقرهء ديگر آيهء شريفه يعنى
« أَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ »
مشعر به آن است كه امر مكتومى وجود داشته و كلام بعدى كه مىفرمايد :
« وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبى وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ »
« 5 » به لحاظ تعبير به
« كانَ مِنَ الْكافِرِينَ »
41 درواقع نوعى بيان براى آن امر مكتوم
هامش
( 1 ) . ص ، آيه‌هاى 71 - 72 ؛ و به ياد آر آن زمان را كه خدا به ملائكه فرمود : من بشرى از گل خلق خواهم نمود . و آن‌هنگام كه آن را پرداختم و در آن از روح خويش دميدم . . . ( 2 ) . مريم ، آيه 17 ؛ پس روح خويش را بر وى نازل ساختيم ( 3 ) . شعراء ، آيه 193 ؛ روح‌الامين قرآن را نازل كرد ( 4 ) . بقره ، آيه 87 ؛ و او را به روح‌القدس مؤيد ساختيم ( 5 ) . همان ، آيه 34 ؛ و آن هنگام كه به ملائكه گفتيم براى آدم سجده كنيد ، پس همه كردند مگر ابليس كه ابا كردو استكبار ورزيد و او همانا از كافرين بود
انسان از آغاز تا انجام ( فارسى ) — صفحة 42 | السيد محمدحسين الطباطبائي