قيامت اشيا با آن سنجيده مىشوند ، حقّ است » . « حقّ » امرى است كه هر چيزى با آن سنجيده مىشود ، روز قيامت روز تجلّى حقّ است ، و براى هر عملى « حقّى » ثابت است : نماز براى خود حقّى دارد ، يعنى « نمازى كه واجد همهء كمالات است » ، زكات براى خود حقّى دارد ، يعنى « زكاتى كه واجد همهء كمالات است » و همينطور ساير اعمال . بنابراين ، هر عملى با حقّ سنجيده مىشود ، گرچه اين « حقّ » نسبت به هر عملى فرق مىكند . بنابراين احتمال « حق » خود خبر وزن قرار مىگيرد نه اينكه خبر « يومئذٍ » و يا « وزن » مقدّر باشد و حقّ صرفاً وصف وزن قرارگيرد . مرحوم علّامه قدس سره اين احتمال را اختيار كردهاند و بهنظر مىرسد ظاهر آيهء شريفه با اين احتمال موافقتر است .
اين راجع به لفظ « وزن » و اما « موازين » در اين بخش از آيه كه فرمود :
« فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ . . . » *
موازين جمع ميزان است . معناى ميزان هماكنون گذشت . كلام در اينجا در « جمع بودن » موازين است . بنابر احتمال دوم ، وجه جمع بودن موازين از باب تعدّد معيارها و ميزانهايى است كه اعمال به آن سنجيده مىشوند . همانطور كه گفتيم ، بنابراين احتمال براى هر عملى ميزانى است كه با آن سنجيده مىشود ، لذا براى هر شخصى « موازين » در كار است نه يك ميزان .
اما بنابر احتمال اول كه مشهور مفسّران اختيار كردهاند مناسبتر آن است كه « موازين » را جمع « موزون » بدانيم ؛ يعنى عملهايى كه وزن مىشوند . بنابراين ، جمع بودن موازين بهخاطر تعدد عملهايى است كه مورد سنجش واقع مىشود . [ براى بحث بيشتر : ر . ك : الميزان ، ج 9 ، ص 9 - 14 ] .
( 150 ) . اشارهء آيهء شريفهء
« فَأُولئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ » *
به اين نكته كه بدىها ناپايدار است شايد از اين جهت باشد كه « خسران » كه به معناى زيان است به از دست دادن اشيا اطلاق مىشود ، پس بدىها ناپايدارند كه با فانى شدن آنها دست انسان تهى مىماند و جز زيان چيزى عايدش نمىشود .
( 151 ) . توحيد صدوق ، ص 268 .