حديثى كه در متن آمده ، نيافتيم . فقط در تفسير الدرّ المنثور سيوطى ، روايتى چنين آمده است :
« و أخرج ابنأبىشيبة و هناد و عبد بن حميد و الحكيم و ابنالأنباري في المصاحف عن خالد بن معدان قال : إذا دخل أهل الجنة الجنة قالوا يا ربّنا ألم تعدنا ن نرد النار . قال بلى ولكنكم مررتم عليها و هى خامدة » . [ الدرّ المنثور ، ج 4 ، ص 281 ] .
( 149 ) . در آيهء شريفهء
« وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ »
نسبت به لفظ « وزن » دو احتمال وجود دارد : احتمال اول آنكه « وزن » در اينجا به معناى مصدر باشد ، يعنى « توزين » يا وزن كردن . و در اين صورت ظاهر اين است كه « الحقّ » وصف وزن باشد : يا به اين صورت كه يومئذٍ خبر الوزن الحقّ باشد ، كه معناى آن بالنتيجه اين است كه « وزن حق ، در آن روز است » . « 1 »
و يا اينكه در آيه « وزن » ديگرى در تقدير باشد كه « الحق » وصف آن گردد و همان « خبر » قرارگيرد ، يعنى « وَالْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْوَزْنُ الْحَقُّ » : وزن در آن روز وزن حق است و يا توزين و سنجش اعمال در آن روز سنجش حق است . و لذا گفته شده است كه حقّ در اينجا به معناى عدل است . مرحوم علّامه قدس سره در الميزان اين قول را از جمهور مفسرين نقل كردهاند . احتمال دوم درمورد « وزن » اين است كه به معناى « ثقل » باشد نه به معناى توزين مصدرى . مانند سنگى كه معيار و واحد كشيدن است . معناى آيهء شريفه بنابراين احتمال اين است كه « ميزان در روز قيامت حقّ است » و يا « معيارى كه در روز
هامش
( 1 ) . الميزان ، ج 8 ، ص 12 . مرحوم علّامه به دنبال اين قول ، قول زمخشرى در كشّاف را نقل مىكند كه مشتمل بر كلامى مجمل است . زمخشرى مىگويد : « مرفوع بودن وزن بنا بر ابتداست و خبر آن يومئذ است و حقّ صفت وزن است يعنى : وزن در روزى كه خداوند امم و انبيايشان را مورد سؤال قرار مىدهد ، وزن حقّ است » . اجمال و غرابت كلام زمخشرى از اين جهت است كه درصدر كلام يومئذ را خبر قرار مىدهد و در ذيل در هنگام معنا كردن آيه بهنظر مىرسد « وزن حقّ » را خبر قرار داده و يوم را ظرف . مرحوم علّامه رحمه الله در الميزان اين كلام زمخشرى را رمى به غرابت نمودهاند . بعضى از محشين « كشّاف » هم به اين اشكال اشاره كردهاند ، گرچه محملى هم براى اصل كلام وى يافتهاند . [ تفسير كشّاف ، ج 2 ، ص 88 ]