روايات بسيار ديگرى به اين مضامين وجود دارد كه از همه جامعتر روايتى است كه صدوق رحمه الله در كتاب توحيد از ابناذينه از امام صادق عليه السلام نقل كرده . راوى مىگويد به امام صادق عليه السلام عرض كردم فدايت شوم در قضا و قدر چه مىفرماييد . امام فرمود :
« مىگويم خداوند سبحان در روز قيامت هنگامىكه همهء خلايق را جمع نمود از پيمانى كه از ايشان گرفته بود سؤال مىكند و اما آنچه كه بر طبق قضا بر آنان جارى گشته است مورد سؤال واقع نمىشود » . 194
البته محدّثان شيعى از امام على و امام باقر و امام صادق و امام رضا عليهم السلام درمورد آيهء «
ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ »
نقل كردهاند كه مراد از نعيم همان ولايت است نه آنچه از خوراكىها و پوشاكىها و غيره كه حوايج انسان را بر طرف مىسازد .
از امام صادق عليه السلام نقل شده كه به ابوحنيفه فرمود : « شنيدهام كه « نعيم » را به طعام پاك و آب خنك در روز گرم تابستانى تفسير نمودهاى ؛ گفت : آرى . امام عليه السلام فرمود : اگر كسى تو را دعوت كند و با غذايى پاك و آبى خنك پذيرايى نمايد و سپس بر تو منّت روا دارد او را به چه منسوب مىكنى ؟ گفت : بخل . امام عليه السلام فرمود : پس آيا خداى متعال بخيل است ؟ ! ابىحنيفه پرسيد : پس مراد از « نعيم » چيست ؟ امام عليه السلام فرمود : حبّ ما اهلبيت » . 195
در احتجاج از امام على عليه السلام آمده است كه مراد از « نعيمى » كه از آن سؤال مىشود ، رسول اللّه صلى الله عليه و آله و جانشينان وى از برگزيدگان الهىاند كه خداوند به وجودشان بر مواليان و پيروان آنان نعمت ارزانى داشت » . 196
در محاسن برقى از ابوخالد كابلى از امام باقر عليه السلام در حديثى آمده است ، امام عليه السلام بعد از ذكر آيهء مذكور فرمود : « از راه حقّى كه بر آن هستيد سؤال مىشويد » . 197
تأمّلات عقلى نيز با اين معنا همراه است ؛ زيرا ولايت كه همان معرفت خدا و مشهود آن است از آنجا كه غايت خلقت را تشكيل مىدهد و وراى آن غايتى نيست پس هر فيضى تنها در صورتى « نعمت » ملايم با كمال و راحت انسان است كه در