تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انسان از آغاز تا انجام ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
روايات بسيار ديگرى به اين مضامين وجود دارد كه از همه جامع‌تر روايتى است كه صدوق رحمه الله در كتاب توحيد از ابن‌اذينه از امام صادق عليه السلام نقل كرده . راوى مىگويد به امام صادق عليه السلام عرض كردم فدايت شوم در قضا و قدر چه مىفرماييد . امام فرمود : « مىگويم خداوند سبحان در روز قيامت هنگامىكه همهء خلايق را جمع نمود از پيمانى كه از ايشان گرفته بود سؤال مىكند و اما آنچه كه بر طبق قضا بر آنان جارى گشته است مورد سؤال واقع نمىشود » . 194 البته محدّثان شيعى از امام على و امام باقر و امام صادق و امام رضا عليهم السلام درمورد آيهء «
ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ »
نقل كرده‌اند كه مراد از نعيم همان ولايت است نه آنچه از خوراكىها و پوشاكىها و غيره كه حوايج انسان را بر طرف مىسازد . از امام صادق عليه السلام نقل شده كه به ابوحنيفه فرمود : « شنيده‌ام كه « نعيم » را به طعام پاك و آب خنك در روز گرم تابستانى تفسير نموده‌اى ؛ گفت : آرى . امام عليه السلام فرمود : اگر كسى تو را دعوت كند و با غذايى پاك و آبى خنك پذيرايى نمايد و سپس بر تو منّت روا دارد او را به چه منسوب مىكنى ؟ گفت : بخل . امام عليه السلام فرمود : پس آيا خداى متعال بخيل است ؟ ! ابىحنيفه پرسيد : پس مراد از « نعيم » چيست ؟ امام عليه السلام فرمود : حبّ ما اهل‌بيت » . 195 در احتجاج از امام على عليه السلام آمده است كه مراد از « نعيمى » كه از آن سؤال مىشود ، رسول اللّه صلى الله عليه و آله و جانشينان وى از برگزيدگان الهىاند كه خداوند به وجودشان بر مواليان و پيروان آنان نعمت ارزانى داشت » . 196 در محاسن برقى از ابوخالد كابلى از امام باقر عليه السلام در حديثى آمده است ، امام عليه السلام بعد از ذكر آيهء مذكور فرمود : « از راه حقّى كه بر آن هستيد سؤال مىشويد » . 197 تأمّلات عقلى نيز با اين معنا همراه است ؛ زيرا ولايت كه همان معرفت خدا و مشهود آن است از آن‌جا كه غايت خلقت را تشكيل مىدهد و وراى آن غايتى نيست پس هر فيضى تنها در صورتى « نعمت » ملايم با كمال و راحت انسان است كه در